اين مطلب را همينجوري نوشتم. يعني وقتي خبر را شنيدم و بعد بازتابهاي آن را در رسانه ها پيگيري كردم ذهنم و البته دلم رفت پيش بچه هايي كه دارند زير دست و پاي محصولات فرنگي(فرهنگي!) له ميشوند و كسي هم عين خيالش نيست. اين مطلب همينجوري، خوب ديده شد و گفتم حالا كه فعلا مطلبي براي نوشتن ندارم، آنرا اينجا هم بياورم.
خبر سفر مليكا زارعي به خرمدره مي توانست در همين شهر استان زنجان باقي بماند اگر سه كودك بر اثر ازدحام جمعيت حاضر در محل اجراي برنامه او، جان نمي باختند.
خبر كشته شدن سه كودك در برنامهاي با عنوان كودك و خانواده و با اجراي خاله شادونه در شهر خرمدره، به سرعت در فضاي رسانه اي كشور بازتاب پيدا كرد. جداي از تاييد و تكذيب ها، شانه خالي كردنها از زير بار مسئوليت و سر دادن شعار «من نبودم» و «برنامه بدون هماهنگي ما بود»، اين اتفاق را از منظر ديگري هم مي شود مورد بررسي قرار داد.
جان باختن سه كودك خردسال به قدري دردناك است كه همه مسئولان را وادار به موضع گيري كرده و اين انتظار را در مردم ايجاد مي كند كه با مسببان اين حادثع دلخراش برخورد شود؛ اما آيا اين تنها مورد يا از معدود دفعاتي است كه كودكان ونوجوانان قرباني برنامه هاي تفريحي و آموزشي كودكانه مي شوند؟ و آيا قرباني شدن فقط وقتي معنا پيدا مي كند كه كودكي زير دست و پاي جمعيت ديگر نفسش بالا نيايد؟
بخش زيادي از زمان كودكان اين كشور يا جلوي برنامه هاي تلويزيوني مي گذرد و يا پاي CDهاي انيميشن. خيلي از خانواده ها بدشان نمي آيد از جعبه جادو بعنوان صدا خفه كن استفاده كنند و كودكشان را جلوي آن بكارند و خود به كارهاي روزمره برسند.
برخي ديگر هم بچه ها را به مهدهاي كودك مي سپارند تا لااقل نيمي از روز وظيفه تربيت و سرگرم كردن آنها را به عهده بگيرند و پدر و مادرها را از شر اين موجود دست و پاگير راحت كنند. ريختن اسباب بازي هاي رنگ و وارنگ جلوي كودكان نيز از ديگر راههايي است كه ساعتي مي توان از مشغول شدن به فرزند فاصله گرفت.
اما چند درصد انيميشن هاي رسانه ملي ما توليد داخل است و فرهنگ آن با فرهنگ ما همخواني دارد؟ جداي از آن، عموها و خاله هايي كه در شبكه هاي تلويزيوني با بچه هاي ما نسبت فاميلي پيدا مي كنند اگر بخواهند ساز و آواز و جيغ و هورا كشيدن را از برنامه شان حذف كنند چه چيز ديگري براي ارائه خواهند داشت؟
البته اوضاع مهدكودك ها هم همين است. به غير از مهد كودك هايي كه رسما رقصيدن را در برنامه روزانه خود قرار داده اند، الباقي نيز ديد بدي نسبت به حركات موزون ندارند!
بازار اسباب بازي ها هم كه گفتن ندارد؛ با يك ساعت چرخيدن در فروشگاه هاي اسباب بازي مي توان ديد كدام شخصيتهاي كارتوني و چه تفنگ ها و وسايلي در قالب عروسك و... براي هم بازي شدن با كودكان ايراني دور خيز كرده اند.
حتما جان باختن سه كودك دردناك است و حتما بايد به آن رسيدگي شود اما چه كسي حواسش به ميليونها كودك ايرانيست كه هر روز دارند مورد هجوم گلوله هاي ضد فرهنگي قرار مي گيرند و روح و روانشان از پاي در مي آيد؟ حتي اگر قرار بر حساسيت نسبت به جسم كودكان هم باشد بد نيست آقايان كمي هم حساسيت نسبت به سريالهايي نشان دهند كه در هر ماه رمضان از ميان نوجوانان چند كشته مي گيرند!
كودكان ما امروز مورد هجوم قرار گرفته اند و يكي يكي دارند به پاي محصولات فرهنگي حوزه كودك و نوجوان تلف مي شوند و كك كسي هم نمي گزد. لطفا ككتان بگزد آقايان!
وزارت بهداشت وجود وایتکس در شیر را تکذیب کرد(باشگاه خبرنگاران)
آره... اتفاقا وايتكس براي پوست هم ضرر داره، ريكا بريزن توش بهتره
معاون اجرایی رئیس مجلس از دستور لاریجانی برای آرامش فضای روحی و روانی منتخبین مجلس نهم خبر داد.(فارس)
و بعد از اين دستور بود كه فضاي روحي رواني منتخبین مجلس نهم آرامش پيدا كرد. ممنون.
آغاز بررسی بودجه در صحن علنی مجلس(جرايد)
حالا چه عجله اي بود بابا... هنوز ده ماه
تا پايان سال مونده، يه دو هفته تعطيل كنيد نماينده ها برن استراحت
كنند.خيلي حقوق مادام العمر مي ديد، اينجور هم كار مي كشيد!؟
کشف یک بمب جاسازی شده در لباس زیر(صراط)
اين يعني آدم براي آرمانش از همه چيزش مايه بذاره!
رویانیان: هواداران منتظر ناگفتههایم باشند(فارس)
هواداران: رويانيان افشا كن... بعدش يه كم حيا كن!
معاون تضمین کیفیت پارس خودرو گفت : نباید پراید 8 میلیون تومانی را با
تیانای 85 میلیون تومانی مقایسه کرد ولی از نظر تست کرش، یک و نیم ستاره از
زانتیا هم بالاتر است.(فارس)
صحيح است. من ميگم بايد پرايد رو با از
اين طوقه ها كه بچه ها با چوب تو كوچه مي چرخونند مقايسه كنيم. اينجوري
مزيت هاي پرايد به چشم مياد: پرايد بوق داره، اون نداره، پرايد شيشه اش
بالا و پايين ميره، اون اصلا شيشه نداره...
رئیس اتحادیه کشوری بنکداران مواد غذایی از ابلاغ کاهش ده درصدی قیمت حبوبات از امروز خبر داد.(واحد مرکزی خبرابلاغ)
بعد از افزايش چند درصدي؟!
وزیر مسکن و شهرسازی: وام 75 میلیون تومانی مسکن خبرنگاران تصویب شد(فارس)
جون مادرتون دست از سر خبرنگار جماعت برداريد... ما هنوز دنبال همون هديه رييس جمهور هستيم!
پاسخ به یک سوال مهم: چرا ساکوزی رای نیاورد؟(خبرنامه دانشجویان ایران)
يك جواب ساده: اصولا وقتي مردم به يكي راي ندهند راي نمي آورد ديگر.
آمار بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب از 5 میلیون گذشت
انشاءالله آمار سرانه مطالعه هم از هفت دقيقه مي گذرد!
درصورت اعلام اشتباه "انصراف از دریافت یارانه" به بانك مراجعه كنيد(ایسنا)
در صورت اعلام اجباري "انصراف از دریافت یارانه" به كجا مراجعه كنيم؟!
جهرمی: احمدینژاد میترسد دست اطرافیانش رو شود!(پنجره)
ولی معلومه که شما خیال خیلی راحته! چون با وجود صدور قرار مجرمیت درصد فراوانی مصاحبههات خیلی بالا رفته!
احمدی مقدم: دستوري براي برخورد با قليانها داده نشده است(ایسنا)
آفرين سردار... اينجوري براي همه بهتره!
دادستان کل کشور: عدهای در اوضاع گرانی سوء استفاده میکنند(ایسنا)
چه عده بدي! بي تربيت ها... مگه پسر خوب از گراني سوءاستفاده ميكنه... بريد حسن استفاده كنيد، ناخن هاتون رو هم بگيريد!
کاظم جلالی: مواضع باهنر شخصی است و ربطی به فراکسیون رهروان ولایت ندارد( خبرآنلاین)
بعد فراکسیون رهروان ولایت احتمالا ربطي به آقاي لاريجاني و انتخاب رييس مجلس دارد يا خير؟
برادر زن جاسبی از دانشگاه آزاد رفت(آنا)
صحيح ترش اين است كه بگوييم: «دانشگاه آزاد از برادر زن جاسبی رفت». بالاخره بايد احترام پيش كسوتي رو داشته باشيم ديگه!
احمدينژاد: قدیمیها خیلی بهتر جمعیت را زیاد میکردند(فارس)
قديمي ها خيلي كارهاي ديگر هم مي كردند
حالا لازم است شما همه اش را پشت ميكروفن بفرماييد. لااقل بگوييد در محل
سخنراني هاي شما بزنند: +16!
عضو كميسيون مبارزه با فساد اقتصادي: منتظر تخلفات بزرگ بانكي ديگر هم هستيم!(پنجره)
ببين اين مه آفريد خسروي چطور پرروتون كرده... آقا مگه به اين سادگي هاست؟ حداقل يكي دوسال طول ميكشه... انتظاراتي داريد ها!
علی لاریجانی: مجلس از شکایتش از بهروز مرادی گذشت کرده است(فارس)
اِ... چرا؟ چه معني داره يكي از دولتي ها بياد تو مجلس و در برابر كتك نماينده ها مقاومت كنه؟ بي ادب!
انتقاد از افرادی که در جبهه متحد سهمیه داشته و اکنون فراکسیون مستقل ایجاد کرده اند(كيهان)
آقا از اين حرفها نزنيد... چرا وحدت شكني ميكنيد... به چه حقيه به جبهه متحد چپ نگاه مي كنيد؟!
وزیر نفت: قیمت بنزین حتماً گران میشود(فارس)
25 ارديبهشت سالروز توليد آخرين پيكان است. به همين مناسبت بد نديديم كه كمي درباره خصوصيات مختلف اين خودروي دوست داشتني ايراني ها صحبت كنيم:

*يكي از دلايل علاقه ايرانيان به پيكان
خلاقيت نهفته در آن بود. توضيح آنكه مثلا شما براي تعمير يك قسمت معيوب از
خودروهاي ديگر مانند پژو يا بنز يك راه بيشتر نداريد و معلوم است مشكل
ماشين از كجاست اما در مورد پيكان اينطور نبود. به عنوان مثال براي درست
شدن كمك فنر سمت چپ عقب ماشين بايد سر باطري رو در مي آورديد و ميذاشتيد سر
جاش. براي درست شدن برف پاك كن ها(البته دقت كنيد كه اصولا برف پاك كن در
پيكان يك وسيله تزئيني حساب مي شد ها!) بايد باد لاستيك سمت شوفر رو تنظيم
مي كرديد! اگر ماشين ريپ مي زد بايد ميرفتيد ميزان فرمان؛ و همينطور بگيريد
بريد تا آخر. از اين جهت تعمير پيكان نياز به خلاقيتي داشت كه نگو!
اگرچه تعمير پيكان شديدا نياز به خلاقيت داشت اما از آنجا كه همه مردم
ايران باهوش و خلاق هستند، تعمير پيكان يكي از تخصص هاي اوليه هر ايراني
بود. يعني مثلا بچه هاي ايراني بعد از گفتن بابا و مامان، كلمه بعدي كه ياد
ميگرفتند ميل لنگ و سگ دست بود!
شاهد مثال:
سر شب- داخلي- منزل خانواده عروس- سكانس خواستگاري
مادر داماد: خب ما كه از پسرمون گفتيم، شما هم يك كم از كمالات عروس گلمون بگيد.
مادر عروس: والّا چي بگم؛ ميگن مشك آن است كه خود ببويد، نه آنكه عطار...
مادر داماد: اينكه درسته اما ميگن خوشتر آن باشد كه سر دلبران... گفته آيد در زبان ديگران...
مادر عروس: بله... خب راستش دختر ما – كنيز شماست- خياطي و گلدوزيش حرف نداره، قورمه سبزي درست ميكنه كه انگشتاتون رو باهاش ميخوريد، جديدا هم ILETS7.5 رو گرفته، جونم براتون بگه تا چايي تون رو بخوريد هم ميتونه موتور پيكان رو هم تو سه سوت بياره پايين، گيربكسش رو عوض كنه و ببنده بدون اينكه نوك انگشتاش هم روغني بشه...
مادر داماد: خب مباركه ايشالّا. پس منتظر چند تا نوه مكانيك ترگل مرگل باشيم ديگه!
*
خب اين همگاني بودن پيكان شناسي، در تمام شئون زندگي مردم ايران ورود پيدا كرده بود. مثلا در حوزه اقتصاد باعث شده بود تا «پيكان» در كنار «ريال» تبديل به پول رايج مملكت شود. اينطوري شما براي خرد كردن يك هزار توماني بايد بيشتر از فروش و سند بنام زدن يك دستگاه پيكان زمان صرف مي كرديد. مردم رسما اعتقاد داشتند كه پيكان يعني پول نقد.
اما همانطور كه ريال واحدهاي جانبي مثل تومان، قران و... هم داشت، طبيعتاً پيكان هم واحدهاي جانبي داشت. واحدهايي كه در معاملات كوچكتر مورد استفاده قرار مي گرفت و در بده بستانهاي روزمره به جاي وجه نقد رد و بدل ميشد.
شاهد مثال:
روز- داخلي- قصابي جمشيد ساطور- سر كوچه
مشتري(پسر بچه اي تقريبا ده دوازده ساله): آقا جمشيد بابام گفت پنج كيلو گوشت بديد(تعجب نكنيد، آن روزها افت داشت گوشت را زير دو سه كيلو بخرند، به الان نگاه نكنيد كه گرمي حساب ميكنند!)
جمشيد ساطور: باشه... وايسه عقب ساطوري نشي نفله!
(آقا جمشيد گوشت را قطعه ميكند، مي كشد و به بچه مي دهد)
مشتري: اينهم پولش.
جمشيد ساطور: وايسا بقيه اش رو بدم. بيگييير...
مشتري: اين كه كمه آقا جمشيد. خوب شد اين آقاي نويسنده نوشت پسري ده دوازده ساله، اگر مينوشت پنج شش ساله حتما مي خواستي بجاي كمك فنر، دسته راهنما بهمون بدي...
جمشيد ساطور: زيادي فك ميزني جيغيل... شايعه شده پيكان قراره ديگه توليد نشه، قيمتش كشيده بالا. الان ميدوني كمك فنر چنده... تازه پول خرد نداشتم وگرنه بقيه پولت اندازه يه جفت قالپاق بود...

*
پيكان علاوه بر كاربردهاي اقتصادي كاربردهاي ديگر هم داشت. پيكان هم مي توانست وانت باشد، هم ماشين عروسي، هم آمبولانس نعش كش و هم خيلي چيزهاي ديگر.
دو بيتي:
پيكان كه درون خانه هر مرد است
دارو و دواي مشكل و هر درد است
گيرم كه بُوَد كوره به هر تابستان
يا آنكه شب چله چو يخچال سرد است
خلاصه استفاده از پيكان اولين راه حلي بود كه به ذهن هر مرد ايراني در مواقع بروز هرگونه مشكلي ميرسيد. و طبيعي بود كه در اين شرايط همان مرد ايراني حاضر نباشد به هيچ وجه از اين راه حل نجات بخش جدا شود.
سند تاريخي:
در كتاب «ذنب العظما في مراحل السلوك» نوشته آقا كامبيز خان سرودشتي آمده است:
روزي وزير دربار را كه مردي طرار بود بخت واژگون گشت و سلطان بر او خشم گرفت. مجلسي ترتيب دادند و بيچاره را به غل و زنجير وارد كردند. سلطان او را گفت: به پاس طراري و جوانمرديت سه راه پيش رويت قرار مي دهم تا خود يكي را برگزيني. اول آنكه گزينه انصراف از دريافت همه يارانه را در رفاهي دات آيآر از پيش رويت بر مي داريم؛ دوم آنكه بليط گردش دور دنيا با بهترين تور ها را به تو اعطا ميكنيم؛ سوم آنكه تو را به جزيره اي تبعيد ميكنيم و جز پيكان چيزي را همراهت نمي كنيم.
طرار فكري كرد و گفت: پاداش سوم را بر ميگزينم كه اگر مرا پيكاني باشد، مي توانم با آن مسافركشي كنم و ديگر حاجتم به يارانه نخواهد بود. همچنين بر پشت پيكان نشسته و كلي بار بر باربند زده و كرور كرور آدم در آن چپانده و نم نمك به تفرج و سياحت ميروم...
بيت:
شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين حايل
كجا دانند ترس ما چو پيكاني به كف دارند
*
اما پيكان كلي هم باعث چرخيدن جرخ صنعت و اشتغال مملكت ميشد(اگرچه چرخ خودش همچين درست و حسابي نمي چرخيد). مثلا چندين مدير عامل، چندين عضو هيئت مديره، چند هزار كارگر، چند ده هزار مكانيكي و... از كنار توليد پيكان نان مي خوردند. البته وقتي پيكان با آن كيفيت، با آن قيمت وارد بازار مي شد مي توان فهميد كه مديران عامل و اعضاي هيئت مديره چه جور ناني مي خوردند و چقدر روغن از نانشان مي چكيده است. البته بعدها با حضور پديده اي به نام «پرايد» شكر خدا اصلا تغييري در محتواي سفره ايجاد نگرديد و فقط سفره از اوايل جاده مخصوص كرج به شهرك ويلاشهر كرج منتقل شد!
دوبیتی:
چرخ و ميللنگ و پدال و فلاشر در كارند
تا تو سودي به كف آري و تا دسته بخوري
رفت پيكان ولي هست پرايد تا پس از اين
بفروشي و تراول بسته بسته بخوري
خلاصه توقف توليد پيكان صدمه غير قابل جبراني به مملكت ما وارد كرده است كه آثار اجتماعي آن سالها بعد مشخص خواهد شد.
شعر:
مصرفت بود فزون همچو غم دوري تو
خشك بودي و كمك هات به دادم نرسيد
رفتي و قصد نمودم كه پرايدي بخرم
هرچه پول و چك و سفته كه بدادم، نرسيد
عهد كردم كه شب جمعه به يادت باشم
شد سرم گرم پرايد و اين به يادم نرسيد
با خودم گفتم اگر نيست پرايد، 405
مي خرم گرچه همان هم كه هماندم نرسيد
وسط جاده شدم پنچر و زاپاس نبود
نه كمك آمد از امداد و نه بادم نرسيد
سرخوش و خرم و شنگولم و شادم نرسيد
1. «تبليغاتم در سطح شهر كم بود»
الف) محمدحسين استاد آقا در حالي كه داشت پشت يك مقواي جعبه شيريني اسمش را با ماژيك مي نوشت تا مثلا تبليغ كرده باشد!
ب) د كتر قاليباف در حالي كه هنوز دارد ماجراي تبليغاتش در انتخابات 84 را ماستمالي مي كند.
ج) اسدالله بادامچيان در حالي كه فكر ميكند با آن سابقه اي كه حزب موتلفه دارد كلي راي خواهد آورد و اصلا هم نياز به تبليغ ندارد!
د) علي اصغر خاني در حالي كه دارد با انگشت ريش مردم را نشان می دهد و مي خندد!
2) «من از آقایانی شنیدم که نقل
زبانش این بود که "قانون چند منه"؛ این فرد به درد مدیریت نمیخورد و باید
فاتحه این فرد خوانده شود، چراکه کسی که در مسند مدیریتی قرار میگیرد و
میگوید که قانون چند منه، باید او را به میدان میوه ترهبار ببرند تا با
باسکول کار کند.»
الف) يك وبلاگ نويس خطاب به یکی از مسئولین
ب) گفتني است وبلاگ نويس گزينه قبل به شدت گفتن چنين جملاتي را خطاب به رياست محترم مجلس تكذيب كرد!
ج) يكي از قديمي هاي ميدان تره بار تهران.
د) رئیس مجلس
3) «برای کنترل قیمتها برنامه مشخصی نداریم»
الف) يكي از دستهاي پشت پرده كه ييهو قسمتي از دستش آمده بود جلوي پرده!
ب) اخلال گران بازار ارز و سكه.
ج) دكتر احمد توكلي در حالي كه تابلوي تورم 70 درصدي را بالا گرفته بود.
د) «دكتر» محمدرضا رحيمي كه شديدا معاون اول رييس جمهور هستند!
4. « فرمایش مقام معظم رهبری در مورد
عدم دخالت روسای قوا در تبلیغات انتخابات هم خطاب به روسای قوا بوده است و
هم در رابطه با كانونهای قدرت و ثروت. هر كسی در هر مقامی نظر ایشان را
رعایت نكند مورد قبول ما نبوده و از نظر ما مردود است.»
الف) حجت الاسلام رسايي خطاب به جبهه متحد.
ب) يكي ديگر از اعضاي جبهه پايداري به انتخاب خودتان، خطاب به جبهه متحد!
ج) يكي از مردم كه واقعا اين موضوع برايش سوال شده بود، خطاب به جبهه متحد!
د) حسين فدايي عضو جبهه متحد در انتقاد از حضور رييس مجلس در همايش جبهه متحد!
5. «رئیس زمانی رئیس است که شکست را
به عهده بگیرد. مسئولیت شکست را بر عهده میگیرم و از این به بعد من یکی از
شما خواهم بود... زندگی از شکستها و پیروزیها تشکیل شده است و موفق نشدم
ارزشهای مورد اعتقادم را پیروز کنم»
الف) ميرحسين موسوي در حالي كه چشم روشنفكرترين بانوي ايراني(ملقب به زهرا رهنورد) را دور ديده بود، خطاب به مردم لرستان!
ب) مهدي كروبي وقتي تازه از خواب بيدار شده بود و با نگراني داشت چشم هاش رو مي ماليد!
ج) جناب آراي باطله كه وقتي ديد كروبي هم جزو گزينه هاي اين سوال است بهش برخورده بود!
د) نيكلا ساركوزي با آن وضعيت اخلاقي و خانوادگي.
6. «برخی
گفته اند که ماهیت غیر عادی این انتخابات ممکن است رئیس جمهور بعدی را در
اداره دولت دچار مشکل کند. من این سخن را باور ندارم. رئیس جمهور وارث ملتی
است که شهروندانش آماده اند تا به او در انجام وظایف بزرگش یاری رسانند.
من شخصا در خدمت وی خواهم بود. من از همه ی خصوصا از همه ی کسانی که با ما
بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند. در حالی که زمان
کافی برای بحث در مورد اختلافات جاریمان خواهد بود، اکنون زمان آن است که
بدانیم آنچه ما را متحد می کند بزرگتر است از آنچه ما را جدا می کند. در
حالی که ما هنوز به باورهای متضادمان از هم پایبندیم، ولی وظیفه ای داریم
بالاتر از وظیفه ای که نسبت به حزب داریم. ما با هم پشت سر رئیس جمهور
جدیدمان می ایستیم."»
الف) ميرحسين موسوي در حالي كه واقعا از شرم نمي توانست سرش را بالا بگيرد.
ب) مهدي كروبي در حالي كه كسي هم از او انتظار نداشت از شرم بتواند سرش را بالا بگيرد.
ج) نيكلا ساركوزي با همان وضعيت اخلاقي و خانوادگي كه در بالا به آن اشاره شد.
د) الگور، رقيب بوش در انتخابات 2000
آمريكا كه اختلاف کمتر از یک درصد آرا، رقابت را به جرج بوش واگذار کرد، وی
كه به نتايج انتخابات بشدت معترض بود به ديوان عالي امريكا شكايت كرد ولي
پس از اعلام نظر ديوان عالي امريكا، تسلیم نظر نهایی مراجع قانونی نظام
سیاسی امریکا شد و حتي پيروزي در انتخابات را به جرج بوش تبريك گفت.(گفتني
است الگور وقتي داشت اين حرفها را مي زد سرش را به نشانه تاسف براي موسوي و
كروبي به چژ و راست تكان مي داد!)
7. « در حال حاضر خوشبختانه قوه
قضاییه به خوبي رسیدگی كرده و مدارک کاملتری پیدا کرده است. از سوی دیگر
اعترافات خوبی هم به دست آمده و مشخص شده که آقای خاوری چه میزان پول گرفته
است یا اینکه خواهرزاده آقای مشایی چه مقدار دریافت کرده است. در
کیفرخواست نامش آورده شده است. همچنین برخی از معاونان، مدیران کل و
کارشناسان برخی از وزارتخانهها هم هستند. دو مدیر عامل بانک دولتی در این
داستان رشوه گرفتهاند... »
الف) اصغر آقا، بقال سر كوچه كه هيچگونه ربطي به فساد بانكي پيدا نمي كند.
ب) همسر و فرزندان اصغر آقا، بقال سر كوچه كه پس از تحقيقات فراوان مشخص شد كه آنها هم هيچگونه ربطي به فساد بانكي پيدا نمي كنند.
ج) يكي از كپر نشينان جنوب كرمان كه بي گناهي او هم بعد از تحقيقات فراوان و بكارگيري شگردهاي پليسي اثبات شد.
د) محمد جهرمي، رييس سابق بانك صادرات كه علي رغم دخالت بانكش در فساد بانكي صاف صاف مي گردد و در كمال اعتماد بنفس مصاحبه مي كند!* «ناكام» ترين نامزد انتخابات:
هيئت داوران با تقدير از تلاشهاي آقاي رودكي، ديپلم افتخار اين بخش به
همراه يك وانت كاغذ دو رو سفيد آماده چاپ را تقديم مي كند به جناب آقاي علي
اصغر خاني. خداييش كسي كه پيام نوروزي بده و راي نياره ناكام ترين نيست؟!
* «جايگاه» ترين حامي: ديپلم
افتخار اين بخش به همراه يك ليوان آب قند تقديم ميشود به جناب آقاي قاليباف
كه با ميزان راي آوردن خاني، رودكي و طلايي ميزان جايگاهشان در بين توده
مردم مشخص شد. باشد كه رستگار شوند!
* «آقا» ترين نامزد انتحابات:
ديپلم افتخار اين بخش به همراه يك عدد چفيه تقديم ميشود به جناب برادر
زاكاني بخاطر همه نقل قولهايي كه از طرف مقام معظم رهبري مطرح كردند.
* «خرزو» ترين فعال رسانه اي: ديپلم
افتخار اين بخش به همراه يك عدد آي دي حقيقي تقديم ميشود به سركار خانم
زهرا حائري بخاطر اينكه هیچ چیز جز اسم نبودند و در عین حال همان
اسمشان(یعنی همه وجودشان) را هم در طبق اخلاص گذاشتند تا فعالان رسانه اي
به اسم ايشان ايميلهاي تبليغي و تخريبي بروند.
* «پيش بين»ترين نامزد: ديپلم
افتخار اين بخش به همراه يك عدد گوي جهان بين تقديم ميشود به آقا باهنر.
هيئت داوران در توضيح اين انتخاب خود آورده است: ايشان قبل از دوره اول
گفته بود 22 يا 23 نفر از جبهه متحد راي مي آورند. ايشان همچنين قبل از
مرحله اول هم گفت 20 نفر از جبهه متحد راي مي آورند.
* «چي بگيم ديگه» ترين نامزدها:
ديپلم افتخار اين بخش به همراه دو عدد عصا مشتركا تقديم ميشود به آقايان
بادامچيان و حبيبي. اميدواريم كه نتايج اين انتخابات باعث شود. باعث چي؟
مهم نيست، انشاءالله كلا باعث يك چيزي بشود در حزب موتلفه ديگر!
* «اي كاش ميرفت تو»ترين نامزد: ديپلم
افتخار اين بخش به همراه يك دست كت و شلوار تقديم ميشود به آقاي محمد
استادآقا. خداييش جاي مخالفتهاي همچين كسي در زمان تصويب قوانيني مثل وقف
دانشگاه آزاد و حقوق مادامالعمر بدجوري به چشم خواهد آمد.
* «خالي» ترين صندلي: ديپلم
افتخار اين بخش به همراه يك عدد صندلي تاشو مسافرتی تقديم ميشود به حاج
احمد آقاي ناطق نوري كه بالاخره خدا به مردم توفيق داد تا ايشان نماينده
شان نباشند! گفتني است ايشان از زمانی که هنوز نه مرغ بود نه تخم مرغ،
نماينده مردم نور در مجلس بوده اند.
* «كانون» ترين قدرت: ديپلم
افتخار اين بخش به همراه يك جلد قابوسنامه تقديم ميشود به آقاي علي
لاريجاني كه در جايگاه رييس قوه مقننه(كه در راس همه امور است) به نفع يك
جريان انتخاباتي وارد ميدان شد و حتي در همايش انتخاباتي آنها هم سخنراني
كرد.
* «شخصی» ترین بیت المال: ديپلم
افتخار اين بخش به همراه يك جرعه وجدان تقدیم میشود به شهرداری تهران
بخاطر بسیج کردن امکاناتش جهت تبلیغ نامزدهایی خاص. هیئت داوران در این بخش
زحمات سازمان تبلیغات اسلامی را نیز قابل تقدیر دانستند.
آقای حسین فدایی در گفتگو با سایت مشرق در بیان چرایی ترجیح آقای حداد عادل بر آقای لاریجانی برای ریاست مجلس گفته اند: «ما خيلي موافق حضور دو برادر در رأس دو قوه از سه قوه كشور نيستيم و آن را درست نمي دانيم. هرچند كه ممكن است افراد صلاحيت هايي هم داشته باشند اما اينكه دوب رادر رئيس دو قوه كشور باشند را به مصلحت نمي دانيم و معتقديم بازتاب هاي منفي در كشور دارد. »(اینجا) و جالب آنکه سایت مشرق بدون توضیح این موارد تیتر زده است: «ریاست دو برادر بر دو قوه به مصلحت نیست!»
حالا فرض کنیم این حرفها را یکی دیگر میگفت و این تیتر را هم رسانه ای غیر از مشرق میزد؛ فکر میکنید موضع گیری های بقیه افراد و رسانه ها چطور میشد؟ من حدسهایی زده ام که بدین شرح است:
فرض کیند جوانفکر این حرف را زده بود، آنوقت میگفتند:
بولتن نویس جریان انحرافی در روزهای نزدیک به سالگرد خانه نشینی احمدی نژاد، در گفتگویی به رهبر انقلاب توهین کرد! این فرد معلوم الحال که این روزها بدنبال فرار از اجرای حکم زندان درباره خودش است سعی کرد با این حرفها جو جامعه را ملتهب و در مسیر حمایت از تولید ملی اخلال ایجاد کند! برخی صاحبنظران نیز اینگونه موضع گیری ها در زمان اجرای محاکمه مفسدان 3000 میلیاردی را نشانه ای از تلاش جریان انحرافی برای منحرف کردن مسیر دادرسی از شاه کلیدهای اصلی میدانند. از افرادی که 900 میلیارد تومان برای وارد کردن نامزدهایشان به مجلس خرج کردند اما موفق نشدند این حرفها بعید نیست!
فرض کیند دکتر الهام این حرف را زده بود، آنوقت میگفتند:
مشاور حقوقی رئیس جمهور در اظهاراتی «سخیف!» به خیلی چیزها توهین کرد. اگرچه بررسی همه ابعاد این توطئه از پیش تعیین شده –که اسناد طراحی شدن آن توسط MI6 و CIA موجود است- در این «وجیزه» نمیگنجد اما اجمالا بدانید که خیلی حرف بدی است و شباهت آن به حرفهایی که خود ما یک زمانی زده ایم اصلا چیز مهمی نخواهد بود.
فرض کنید سایت رجا این مطلب را تیتر کرده بود، آنوقت میگفتند:
رسانه صادق محصولی که نقش بازیکن نفوذی در بین اصولگرایان را بعهده دارد باز هم پرده از ارتباط خود با جریان انحرافی برداشت. این سایت خبری در تلاشی همسو با این جریان منحرف سعی کرد جایگاه سایر قوا را در برابر قوه مجریه متزلزل نشان داده و احکام صادره و قوانین تصویب شده توسط این دو قوه را از وجاهت بیاندازد. گفتنی است اگرچه در ظاهر این مطلب با استقبال رسانه های بیگانه مواجه نشد اما گزارشهای شاهدان عینی نشان میدهد که آنها دارند زیرزیرکی میخندند که مسئولیت همه اینها به عهده این رسانه انحرافی می باشد!
فرض کنید... فرض چیه، حسین فدایی این حرف رو زده دیگه! حالا دارند میگویند:
یک جبهه هوای سرد از مرزهای شمالی وارد کشور شده است که به گفته دنیزلی همین امر بر شکست سنگین پرسپولیس در برابر تراکتورسازی تاثیر گذاشته است. همچنین تحلیلگران بدنیا آوردن یازده نوزاد توسط یک زن هندی را نشان دهنده ورود کشورهای نوظهور آسیایی به بازار رقابتهای اقتصادی با آمریکا و اروپا میدانند. این تحلیلگران معتقدند اگر قانون تک فرزندی در چین اجرا نمیشد بعید نبود شاهد به دنیا آوردن بیست نوزاد توسط یک زن چینی میشدیم چراکه این کشور خیلی هم نوظهورتر است! گفتنی است ظاهرا آقای فدایی هم یک چیزهایی فرموده اند که چون از خودمون هستند خیلی کاری نداریم.
پا نوشت:
یه وقت تو یه هفته یه مطلب هم نمیاد، یه وقت تو دو ساعت دو تا دو تا میاد!
امروز بعد از نماز جمعه آقای زاکانی رو دیدم که در حلقه مخالفین و موافقین محصور شده بود. جلو رفتم و چند دقیقه ای با هم بجث کردیم. بخشی از اون گفتگو که به نظرم خوندنش میتونه مفید باشه از این قراره:
ایشون وقتی صحبت از باهنر شد با زیرکی خاصی از جواب دادن طفره رفتند و بجاش سعی کردند سابقه افرادی مثل حسینیان رو زیر سوال ببرند. در مورد حسینیان مطلبی ذکر کردند که حتما پرس و جو خواهم کرد و اگر دیدم درسته اینجا ذکر میکنم تا همه مون بهش رای ندیم! اما گذشته از این معلوم بود که بنده خدا حرفی برای دفاع از باهنر نداره.
ایشون میگفت ما رفتیم تو سامانه وحدتی که تعریف شده بود و توانستیم از ورود افرادی مثل کاتوزیان و مطهری و... جلوگیری کنیم. اگر دوستان پایداری هم می اومدند شاید میتونستیم از ورود بقیه هم جلوگیری کنیم. ایشون معتقد بود ما نمیتونیم برای بقیه گروهها تکلیف تعیین کنیم که شما کی رو نماینده بفرستید. اونها باهنر رو فرستادند تو ۷+۸ و ما هم باید باهاش کار کنیم. آقای زاکانی این حرف رو وقتی زد که من اصل حضور در کمیته ای که باهنر و... توش باشه رو درست ندونستم.
در مورد فرمایش ایشون چند تا حرف وجود داره. اولا اینکه کی سامانه رو تعریف کرده بود؟ ایشون میگه سامانه وحدت تعریف شده بود و ما رفتیم توش که فکر کنم همه بدونن این درست نیست. سامانه وحدت که از آسمون نیومد. بالاخره آقایون طبق تجربه دور قبل پیگیر این شکل وحدت بودند که آقای زاکانی هم یکی از اصلیاش بود.
ضمنا این درسته که نمیشه به بقیه گروههای مثلا اصولگرا گفت کی ر و بفرستید و کی رو نفرستید اما اصولا گروهی که باهنر نماینده اش باشه اصولگراست؟ این سوالیه که آقایون اگر بهش فکر کنند و صاف و صادق بهش جواب بدن خیلی از قضایا معلوم میشه. ظاهرا برای بعضی افراد اصولگرا بودن یه جور صفتیه که به هیچ وجه امتخانات و فتنه های مختلف نمیتونه خللی در اون ایجاد کنه حتی اگر بزرگ یه گروه موسوی رو اصولگرا بدونه، اون رو تشویق کنه و خیلی کارهای دیگه که باهنر کرد و همه میدونیم، باز هم بر دامن اصولگرایی اون پروه ننشیند گرد!
آقای زاکانی نبودن مطهری و کاتوزیان رو به پای خودشون مینویسه اما سوال اینجاست که اگر پایداری و پافشاری اونها بر ساکت فتنه بودن این افراد نبود آیا باز هم این دوستان مخالفت میکردند؟ اگر اینها از اول با این افراد مخالف بودند چرا وقتی مطهری اونجور به کوچک زاده فحاشی کرد موضغ گیری نکردند؟ چرا نشریات و سایتاشون نقد نکردند؟ جالب اینجاست که سایت جهان تنها یک روز قبل از اعلام لیست جبهه متحد حاضر شد یه مطلب مفصل در نقد رفتار کاتوزیان تو فتنه بزنه! چرا قبل از اون که پایداری ها خودشون رو آتش میزدند که بابا اینها ساکت فتنه هشتند و کاتوزیان تو قضیه کشته سازی دست داشته و... حاضر به انتقاد نبودند؟
اینها نشون میده که این دوری حداقلی از ساکتین فتنه و فتنه گران با فشارهای پایداری به جبهه متحد تحمیل شد چون واقعا تو فضای دانشگاهی و جوانان حزب اللهی این گفتمان نشست.
من از آقای زاکانی پرسیدم یعنی فکر میکنید اگر پایداری ها می اومدند داخل ۷+۸ امکان داشت باهنر تو لیست نباشه که ایشون گفتند شما شک نکن امکان داشت، بالاخره ما رایمون رو هم بیشتر میشد.
ممکنه بگیم آقای زاکانی هم دل خوشی از باهنر نداره و نتونسته حذفش کنه که در این صورت چند تا بحث پیش میاد. ایشون الان به شدت در حال دفاع از باهنر و توجیه رفتار اونه. تا جایی که بااهنر چند روز پیش گفت زاکانی قبل از انتخابات بیشتر از اونکه برای خودش تبلیغ کنه از من دفاع میکرد. آیا این چیزی جز قبیله گرایی سیاسیه؟ اینکه ما علی رغم حق و حقیقت و فقط بخاطر اینکه یکی از فرمول ما بیرون اومده و تو لیستمون قرار گرفته ازش دفاع کنیم یعنی چی؟ بالاخره یا باهنر صلاحیت داره یا نداره، یا ساکت فتنه هست یا نیست؛ نمیشه که چون نتونستیم حذفش کنیم حالا مجبوریم تمام قد ازش دفاع کنیم و بگیم یک روز قبل از نه دی تو مراسم برائت از فتنه شرکت کرده! زاکانی و جبهه متحد از سوال از باهنر هیچطور نمیتوننن فرار کنند.
پا نوشت:
۱. قطعا این تمام صحبتهای رد و بدل شده نبود؛ ترکیبی بود از مهمترینهاش و البته اونهایی که یادم بود. ولی خدا وکیلی سعی نکردم اونجاهایی که به ضررم بوده رو نیارم!
۲. تو حلقه بحثی که شکل گرفته بود نگاه کردن به تیپ و سن و سال دو طرف بحث خیلی چیزها رو ثابت مبکرد. من هم به برادران جبهه متحد حق دادم که تخریب هاشون شدت بدن، چون واقعا در بین جوانان پایگاه چندانی ندارند. اگر با همین نگاه هم به تبلیغ کنندگان پایداری و متحد نظر می انداختیم باز هم میتونستیم خیلی چیزها رو بفهمیم. اینکه کیا مثل کارگرها دارند تراکت پخش میکنند و کیا از سر اعتقاد(گیرم اشتباه) و وظیفه. یاد این جمله سلحشور تو آژانس شیشه ای افتادم: دوره ات گذشته مربی!
میگفتند دو لیسته شدن اصولگراها فرش قرمز پهن کردن جلوی پای فتنه و انحرافه(اینجا را بخوانید). این را آقای زاکانی گفته بود.(حالا هیچکس نیست که بپرسد پس چی شد آن فرش قرمز آقای کارکشته عرصه سیاست؟!)
جريان انحرافي سعي دارد با صرف ۹۰۰ ميليارد تومان ۱۵۰ كرسي مجلس را در دست بگيرد.(اینجا را بخوانید). این را هم آقای زاکانی گفته بود. البته بقیه طرفداران جبهه متحد هم هر از گاهی لیست خرجهای جریان انحرافی را رو میکردند(اینجا را بخوانید)!
کلا آقای زاکانی خیلی چیزها میگوید. مثلا یکبار هم گفته بود الهام یک موضع گیری علیه جریان انحرافی ندارد؛ اما بعدا که معلوم شد حرف بیخود زده گفت که اشتباه کرده و از آقای الهام معذرت خواهد خواست.(اینجا را بخوانید)
میگفتند بخاطر مصلحت کوتاه بیایید و وحدت کنید. واضح است که این نوع وحدت یعنی اینکه درست است که شرایط ایده آل نیست اما حالا بخاطر همان مصلحت این را بپذیرید. مصلحت هم رای نیاوردن فتنه و انحراف بود. اما حالا چی؟ حالا که دیگر خبری از فتنه و انحراف نیست چرا دم از مصلحت میزنید؟ نکند علیرضا محجوب شده است غول هفت سر فتنه؟!
برگردیم به آقای زاکانی. ایشان که الان سایت و مجله اش شمشیر را از رو بسته و هرچه از دهنش میآید بار جبهه پایداری و اعضایش میکند. همین ایشان باز هم گفته بود که آقای باهنر یک روز قبل از نه دی از فتنه اعلام برائت کرده است.(اینجا را بخوانید) من که کل سنم از طول عمر فعالیت سیاسی ایشان کمتر است از شنیدن این حرف خجالت کشیدم؛ نمیدانم آقای زاکانی چطور این حرف را زده است و آب نشده!
آقای رییس بسیج، آقای برادر، آقای حاجی، آقای اخلاق، شهید حسین غلام کبیری خیلی زودتر از یک روز مانده به 9 دی فهمید فتنه چیز بدی است؛ آنقدر بد که میشود برای مقابله با آن جان داد، میشود شهید شد. آنوقت شما از ما میخواهید به لیستی رای بدهیم که یکی از تعیین کنندگانش یک روز قبل از نه دی گفته فتنه اخ است؟ من اگر مجبور شوم روی برگه رایم خواهم نوشت «چرک لای انگشت شصت و انگشت کنار شصت حسین غلام کبیری» ولی نام آقای باهنر را نخواهم نوشت. توهین نکردم ها! روزی حساب کردم. یعنی پیش خودم گفتم اگر از نه دی یک روز یک روز بیاییم عقب، وقتی به اوایل تیر ماه برسیم، به کجای شهید غلام کبیری رسیده ایم؛ با معیار بصیرت مقایسه کردم! یعنی اگر یک نفر تمام وجودش هشت ماه زودتر به فتنه پی ببرد، چه مقدار از بدنش یک روز قبل از نه دی به فتنه پی خواهد برد.
الان کدام مصلحت آقای باهنر را به «چرک لای انگشت شصت و انگشت کنار شصت حسین غلام کبیری» ترجیح میدهد؟ الان که فتنه و انحراف نیست. چی؟ حسینیان بد است چون به خاتمی رای آوردنش را تبریک گفته است؟ خب آقای مظفر جبهه متحد که وزیر خاتمی بوده است! چی؟ جبهه پایداری مشکوک به ارتباط با احمدی نژاد است؟ خب آقای بذرپاش که بعد از ماجرای معاون اولی مشایی هم در دولت حضور داشت! به قول رفقا «یه چیزی بگید که بگُنجه»!
همین آقای زاکانی که الان جریان انحرافی را کرده است لولو، در ابتدای دولت نهم هرچه از دهنش میآمد بار دکتر میکرد. ما که از بچه های دانشگاه تهران بودیم یادمان است. هرچه آقا میگفت دولت را کمک کنید، حمایت کنید، این آقا و دوستانش بد و بیراه میگفتند. جلسه ای بود در منزل آقای امجد(اگر اشتباه نکنم) که همین آقای زاکانی بد و بیراه هایی بار دکتر کرد که نگو (کسانی که برادرم مجید عزت زاده را میشناسند از او بپرسند).
همین آقا جای دیگر هم گفته بود که ما فقط 100 میلیون از قالیباف گرفتیم!(اینجا را بخوانید) خب معلوم است کسی که آن حرف را درباره باهنر بزند و آب نشود قطعا از زدن این حرف هم آب نخواهد شد. البته مخصوصا اگر جایی دیگر هم گفته باشد قالیباف یک زونکن موضعگیری علیه فتنه دارد!(اینجا را بخوانید)
خلاصه این روزها بدجوری کک افتاده به تنبان برخی ها. بیچاره ها حتی دست به دامن حسن روحانی و مجید انصاری هم شده اند که بگویند منطق جبهه متحد درست است(اینجا را بخوانید). چقدر ذوق میکنند از اینکه با کم کاریشان کاری کرده اند که وحدت با ساکتین فتنه مصلحت باشد.چقدر ذوق میکنند که عدم قاطعیتشان در دفاع از ولایت موجب شده تا آقا بعضی ها را هنوز در مجمع تشخیص بگذارد.
همه کار دارند میکنند تا هر جور شده رای بیاورند نامزدهای عتیقه شان. طرف حزبش بالای 50 سال سابقه فعالیت سیاسی دارد اما رتبه اش در انتخابات هم نزدیک همین 50 است. نمیدانم چرا اینها آب نمیشوند؟ شاید دمای ذوب انسان بالا رفته است!
حدادیان یکبار میگفت اوایل انقلاب با یک ضد انقلاب بحث میکردم. آخر سر به طرف گفتم: ببین اگر این انقلاب برگرده و من بالای دار هم بروم، شاید به درستی راه خودم اطمینان نداشته باشم اما به کفر و غلط بودن راه تو ایمان دارم. حالا قضیه دوستان جبهه متحد هم همینه. گیرم ما به درست بودن راه جبهه پایداری شک کنیم، اما به غلط، زشت، و کثیف بودن راه و منش شما شک نخواهیم کرد. حیف بزرگانی مثل آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی که شما دارید لکه ننگی میشوید بر دامنشان.
پی نوشت:
1. این مطلب را درباره غیبتهای زیاد آقای زاکانی در مجلس و و البته جواب ایشون رو بخوانید.(اینجا را بخوانید) و (اینجا را بخوانید)
2. این مطلب را هم درباره بی آبرویی جدید تیم پنجره و الف و جهان و... در تخریب جبهه پایداری بخوانید. خجالت نمیکشند با اسم مستعار زهرا حائری لجن پراکنی میکنند.(اینجا را بخوانید)
1
نامه دانشجویان به سلحشور، فرهادی و باقی قضایا
بسیج دانشجويی دانشگاه علامه طباطبايی در تقدیر از عوامل فیلم سینمايی قلاده های طلا بیانیه ای صادر کرد.
دانشجویان در بخشی از بیانیه خود خطاب به طالبی نوشته اند: «ای بلبل عاشق جز برای شقایق ها مخوان!» این بیانیه مار را به این فکر انداخت که حدس بزنیم اگر دانشجویان به سایر هنرمندان نامه بنویسند چه چیزی خواهند گفت:
نامه به فرحبخش (کارگردان فیلم خصوصی)- جز شمقدری سر کس دیگری را با اسم فیلم سیاسی شیره نمال!
نامه به سعید سهیلی(کارگدان گشت ارشاد)- جز برای پول همه چیز را به گند نکش!
نامه به اصغر فرهادی- جز بازیگران زن هالیوودی کس دیگری را نبوس!
نامه به سلحشور- ای شمشیر تیز، جز شکم بی ناموس ها را پاره نکن!
نامه به فریدون جیرانی- جز فراستی کس دیگری را به جان این فیلمسازها نینداز! خداییش خیلی حال میده!
نامه به کیمیایی- جز قیصر برای کس دیگری فیلم نساز داداش. اوچیکیم!
نامه به پیمان معادی(کارگردان برف رو کاجها)- جز خیانت درباره چیز دیگری فیلم نسازیها، آفرین! (رونوشت به مانی حقیقی، علیرضا امینی، مازیار میری و...)
2
حکمیت، فراتر از همه قانونها
خب واضح است که هنوز بازی مرتضوی و مجلس تمام نشده است اما تا همین جا اتفاقات جالبی افتاده که جای تقدیر دارد. مهمترین جایی که تقدیر دارد، آقای توکلی هستند که با پوشیدن ردای حکمیت سعی کردند کل مشکل را به صورت کنترات حل کنند. اتفاقا به نظر اینجانبان از این ظرفیت آقای توکلی باید نهایت استفاده را کرد. بالاخره همین که یک نفر که برای قانون خودش را میکشد، حاضر شده با روش حکمیت مشکل را حل کند، نشان از اهمیت این راهکار دارد.
در همین راستا پیشنهاد میشود قوه قضائیه بخشی از اختیارات خود را به آقای توکلی تفویض کند. ایشان می تواند با حکمیت بخش اعظمی از پرونده های قضایی مثل طلاق، موجر و مستاجر، نفقه و مهریه، تصادفات غیر جرحی، کمبود آب روستای ممسنی، مشکل سربازی جوانان بالای 32 سال و... را هم حل کرده و این بار عظیم را از دوش دستگاه قضا و سایرین بردارد. این روش فقط یک مشکل دارد و آنهم بیکار شدن تعداد زیادی از افراد است که در شوراها، مجمعها و... برای حل مشکلات کشور حضور دارند. ما ضمن اینکه همینجوری یاد کروبی میافتیم، از این همه جای تقدیری که آقای توکلی دارند، تقدیر میکنیم!
3
تکثیر تاسف برانگیز زهرا رهنورد
من اخطار داده بودم! خدا شاهد است، به تار موی سبیلتان قسم من هشدار داده بودم که این جوی باریک تبدیل به سیل شده و همه را با خود خواهد برد. نه فکر بد نکنید. نمی خواهم درباره بارندگی و آبگرفتگی مترو حرف بزنم؛ لااقل سعیم را خواهم کرد! منظور من از جوی باریک نظریه مشعشع داماد لرستان خانم رهنورد است. اگر همان موقع بهجای یواشکی لبخند و چشمک زدن، با صدای بلند خندیده بودید و این روشنفکرترین زن ایرانی را با دست به هم نشان داده بودید، کار به جایی نمیرسید که نظریه هایی از این دست دامان ما را بگیرد. حشمت الله فلاحت پیشه نماینده مردم اسلام آباد غرب در مجلس که از جمله ناکامان ورود به مجلس نهم بوده است گفته: «در اسلامآباد در یک سخنرانی من حدود 20 هزار نفر جمع شده بودند. اتفاقی که در شهرهای کوچک کمتر رخ میدهد. اما در کمال تعجب میبینیم من به اندازه همان تعداد که در سخنرانیام شرکت کرده بودند، رای ندارم و فردی که شاید 200 نفر هم پای حرفهایش نبودند، به عنوان نماینده شهر به مجلس راه مییابد.»
واقعا این انتخابات چه معنی دارد؟ چرا باید رای ها را به صندوق بیاندازیم و بعد، دو روز هی انگشتمان را با زبانمان خیس کنیم و رای بشماریم، آن هم در این قرن بی آبی؟! از این به بعد هر کدام از کاندیداها که بتوانند افراد بیشتری را به سالن همایش بکشانند، پیروز انتخابات هستند. اگر دو تا کانديدا هم مساوی شدند کارهایی مثل طناب کشی، گردو شکستم و... پیشنهاد میشود. اگر باز هم مساوی شدند آقای توکلی حکمیت کنند تا فرد اصلح برود به مجلس!
4
لرزش در حوالی بدن نوستراداموس
فرض کنید شما یک هفته قبل از انتخابات مجلس نهم گفته اید: «فکر میکنم در لیست جبهه متحد اصولگرا بیش از 22 تا 23 نفر رأی آورده و الباقی نمایندگان از سایر لیستها خواهند بود.» چرا ناراحت میشوید؟ فحش که ندادم، میدانم نتایج انتخابات نشان داد که خیلی حرف پرتی بوده اما گفتم فرض کنید! حالا شما اگر چنین کسی با این قدرت پیشبینی باشید، برای دور دوم انتخابات چطور پیشبینی میکنید؟ بابا چرا دارید میرید؟ ای بابا... یعنی به نظر شما فردی که اينقدر قدرت تحلیل سیاسی دارد، حتی نباید پیشبینی کند؟ دیگر به خجالت کشیدن چه ربطی دارد؟! چقدر شما دگم هستید! یک کم از آقای باهنر یاد بگیرید که مثل شیر ایستاده و هی پیشبینی میکند! ایشان با آن سابقه دوباره پیشبینی کرده اند که: «فکر میکنم در مرحله دوم نزدیک به 20 نفر از کاندیداهای جبهه متحد به مجلس راه پیدا میکنند.» چی شد، چرا برگشتید؟ تا اسم آقای باهنر رو بردم شما هم می خواهید پیشبینی کنید؟! خب حق دارید اعتماد بهنفستان برود بالا. 22 نفر که اونجا بودند، بیست نفر هم اینجا؛ میکنه بعبارتی 42 نفر؛ آقا تعداد نمایندگان تهران تو مجلس رفته بالا؟!
5
انتشار سکانس سانسور شده فیلم «خصوصی»
حسن نجاریان قائممقام بنیاد سینمای فارابی در خصوص اینکه حمایت مالی بنیاد سینمایی فارابی درباره حمایت این نهاد دولتی از فیلم مبتذل «خصوصی» گفته اند: «من رقم مالی حمایت را هیچ وقت اعلام نمیکنم... انتظار نداشتیم فرحبخش چنین فیلمی بسازد!» احتمالا انتظار ایشان پس از خواندن فیلمنامه آقای فرحبخش چیزی بوده در این مایه ها:
شب- داخلی- یک خانه روباز (چون از نظر شرعی اشکال دارد دو تا نامحرم در یک جای سقفدار باشند!)
ابراهیم (فرهاد اصلانی) روبروی پریسا (هانیه توسلی) پشت میز اوپن آشپزخانه نشسته است و پریسا درون آشپزخانه با او حرف می زند.
پریسا: من نمیدونم این وقتی که میذارم برای آشپزی جزو عباداتم حساب کنم یا نه؟
ابراهیم: بله بانو، چون شما نیتتون خالصه حتما ثوابش رو هم میبرید!
پریسا: من از کجا مطمئن بشم نیتم خالصه؟
ابراهیم: حیف که من یک فرد سیاسی به شدت مقید هستم و شما هم نامحرمید وگرنه از نزدیک بهتون میگفتم! تازه وقت هم ندارم باید برم نماز شب بخونم.
پریسا: این وقت شب کدوم مسجدی بازه؟
ابراهیم: مسجد لازم نیست. اگر شما پایه باشید همین جا به جماعت اقامه میکنیم.
پریسا: حرفی نیست!
ابراهیم: فقط بذار تا در اتاق بسته و چراغها خاموش نشده من دو تا شعار بدم، آخه نا سلامتی فیلم به اسم فیلم سیاسی مجوز گرفته!
پریسا: آره اتفاقا من هم اعتقاد دارم دین از سیاست جدا نیست.
ابراهیم: مرگ بر دوم خرداد. مرگ بر گنجی. مرگ بر...
*
دوستان برای پی بردن به اصل سکانس به اینجا مراجعه کنند:
http://caffecinema.com/index.php?option=com_content&view=article&id=5649:-------qq-l-----r&catid=36:aricles&Itemid=58
6
من کی فوت شدم؟!
یک مرد نیریزی بعد از اینکه یارانه اش سه ماه پرداخت نمیشود، به به اداره ثبت احوال مراجعه میکند که در آنجا به او اعلام میشود سرپرست خانوار (که خود ایشان بوده است) فوت شده است. حتی گواهی فوت ایشان هم که شماره ثبت و تاریخ ثبت دارد، در حالی که علت فوت نامعلوم درج شده بود، به او تحویل داده میشود.
این اتفاق چند احتمال را به ذهن متبادر میکند:
-آن مرد چند وقت پیش فوت شده اما چون گرم بوده خیلی متوجه نشده است.
- او تا قبل از این اتفاق هم داشته یارانه یک فرد مرده را میگرفته که باید همه را پس دهد و با مراجعه به سایت رفاهی دات آیآر گزینه غلط کردم را انتخاب کند!
- او کاملا ثروتمند بوده و نیازی به یارانه نداشته اما شرم نکرده و چند ماه یارانه را میگرفته. آدم جا دارد از این همه بی حیایی بمیرد؛ اما چون آن مرد از اینهمه بی حیایی نمرده است مسئولین مربوطه خودشان ترتیب قضایا را داده اند.
- او کلا جوش بیخود میزند. بهتر است تلاش کند از اینجا به بعد را از دست ندهد.
7
برخورد قاطع از نوع بنزینی
بخش 20:30 اعلام کرد که یک پمپ بنزین در داخل مخزن خود آب قاطی کرده و این کار باعث خاموش شدن و اشکال فنی چندین ماشینی در فاصله چند کیلومتر بعد از جایگاه شده بود. در همان بخش خبری گفته شد که این پمپ بنزین تا خارج شدن آب از مخازنش تعطیله و باید خسارت همه مشتریانش رو هم بده.
ما از این همه قاطعیتی که در بر خورد با این پمپ بنزین متخلف به خرج داده شده ممنونیم و به همه پمپ بنزین دارانی که آب قاطی مخازنشون میکنند توصیه میکنیم لااقل آب معدنی قاطی کنند که اینجور ماشینها داغان نشوند. یا اینکه یک پمپ بنزین زاپاس داشته باشند تا اگر برای مدت کوتاهی تعطیل شدند، بتوانند امرار معاش کنند. البته برای کشیدن آب از مخازنشون هم میتونند از شهرداری کمک بگیرند، چون در کشیدن آب از جاهایی که در آن آب وجود دارد، به شدت تجربه داره و خیلی اوستا شده! (دیدید دووم نیاوردم!)
جنسها گران نشده اند
من توقعم بالا رفته است
که دوست دارم کشک قیمت هفته پیش باشد
تا بتوانم کشکم را ارزان بسابم
و گوشت گوسفند
ارزانتر از جان آدمیزاد
من هیچ وقت نفهمیدم اول مرغ بود یا تخم مرغ
اما این روزها نه مرغ هست نه تخم مرغ
دانه مرغ را عشق است!
راست گفته اند که پول چرک کف دست است
و صابونهای این روزها چقدر با کیفیت شده اند
که یک دانه شان
همه این چرکها را پاک میکند!
جنسها گران نشده اند
اما صاحب بقالی سر کوچه مامور انتلیجنت سرویس است
که میخواهد به من فشار اقتصادی بیاورد نامرد!
و هر روز صبح قیمتها را با باربی چک میکند
جنسها گران نشده اند
اشکال از پستان ببعی است
که لج کرده و کمتر شیر میدهد
تا ماست گران شود
چه دل خوشی داشتی ناصرخسروقبادیانی
که میگفتی از ماست که بر ماست
کو ماست؟
جنسها گران نشده اند
همه چیز زیر سر آقازاده لندن نشین است
با آن خواهرش که سلطان ساندویچ است
دلیل میخواهید؟
مگر از قیمت برنج «هاشمی» خبر ندارید!
جنسها گران نشده اند
جناب سخنگوی اقتصادی خرجش رفته است بالا
شاید رونما میخواهد بلا
او که بیاید به من حالی خواهد کرد یه من ماست چقدر کره روشه
و یه من کره چقدر اتیکت خورده
جنسها گران نشده اند
اینها خزعبلات یک طنزنویس دیوانه است که دارد از زور پرخوری هذیان میگوید
و در خواب ناله میکند
شما جدی نگیرید
یکی نیست بگوید:
خب کمتر میخوردی دیگه لامصّب...
پی نوشت:
اصول دین پنج بود، دانستنش گنج بود... مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر ضد ولایت فقیه. مرگ بر غارتگر بیت المال. مرگ بر آقازاده لندن نشین. درورد بر دولت عدالت محور نهم. ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم...مرگ بر... درود بر...
می بینید آدم بخاطر چند خط شطحیات باید چطور همه اعتقاداتش را یکبار دیگر مرور کند تا برچسب باران نشود؟!

