جدیدا آقای خاتمی فعال شده اند و شروع به سفر استانی و دانشگاهی نموده و حتی در مراسم قیصر امین پور هم شرکت کرده اند. این قضایا ما را بسیار سوال انگیز ناک کرده و متلاشی هستیم(یعنی تلاش کننده!) تا دلایل خفی این امر را در یابیم:

۱) احتمالا دو سال پیش ایران تنها  متشکل از یک استان به نام تهران بوده و ایشان هم که کل یوم در حال سفر استانی بوده اند. ولی از ۲ سال پیش به این طرف این دولت فاشیست و قیچی به دست شروع بع تکه پاره کردن ایران نموده تا بدین وسیله تعداد سفرهای استانی خود را بالا ببرد، ولی زهی خیال باطل.

۲) شما کجا بودید آن زمان که حضرت آقای خاتمی سفر میکرد؟ کجا بودید وقتی که او تمام مرارت ها و سختی ها را به جان میخرید ولی حاضر نمیشد تا در کاخ سعدآباد بنشیند و به اقصی تقاط شهر تهران سفر نکند، حتی اگر به قیمت ماندن در ترافیک ۱ ساعت و خورده ای باشد. بابی انت و امی سید جان. چقدر در آن ترافیک تو سختی کشیده ای. حالا آقایان با هواپیما سفر میروند و فکر میکنند چه کار شاقی میکنند!

۳) دلشان خوش است که در سفر هایشان به سر هر بی کس و کاری دست نوازش میکشند. ولی تاریخ قضاوت خواهد کرد که آیا این آقایان مردم دارترند یا سید ما که با همه مهربان است. کسی که نه تنها دست بر سر همه میکشد که با همه  دست هم میدهد و اگر سر ما نخورده بود شاید یک ما... بگذریم . او همه را دوست دارد حتی دختران و زنان ایتالیایی را!

۴)ای آنتی فرهنگ ها. ای نابخردان متحجر. شما را چه میشود که نمیگذارید سید ما با آسودگی در مجلس بزرگداشت قیصر شرکت کند. گیرم که تمام مدعوووووووووین سیاسی باشند. خوب باشند. گیرم که حرف سیاسی بزنند. خوب بزنند و گیرم که میتینگ بر پا کنند. خوب ...  .  آخر مگر نمی توان هم سیاسی بود و هم لطیف. شما چه طور راه به دل لطیف و حیوونی سید ما نبردید؟ با آنکه عبای شکلاتی و جیییییگری میپوشید. اصلا فکر کرده اید که قیصر سیاسی نبود؟ فکر کرده اید منظور او از سرودن: ایستگاه رفت، قطار رفت، تو رفتی چیست؟ آیا جز اعتراضی آشکار به وضع حمل و نقل عمومی و ترافیک است؟ و آیا این هم راستا با اعتراضات زمان انتخابات سید ما به ترافیک نیست؟

 

 

بقیه اش بماند برای بعد.