یا مصائب وحدت شب امتحانی

بعضی ها کارشان ملتهب کردن فضای لشکر برای برگرداندن مالک از چند قدمی خیمه است. جان به جانشان کنی کاری جز این بلد نیستند که منتظر شوند تا شرایط به گونه ای پیش رود که مصلحت حکم کند مالک برگردد. این افراد نه که حال و حوصله و یا عرضه پاک کردن لشکر از ناخالصی ها را ندارند(و البته شاید بعضی از اینها خودشان جزو ناخالصی ها هستند!)، پس امیدشان به این است که وقتی مالک نزدیک خیمه شد، فریاد «لا حکم» سر بدهند و ولی را مجبور به امضای حکم مصلحت کنند تا نه جنگی شود و نه خونی از دماغ کسی بیاید و اینها هم در میانه این صلح به کسب و کارشان ادامه دهند. و خدا می داند که اینها چقدر خوشحال می شوند وقتی مصلحت ولی را وا می دارد تا مالک را برگرداند. با دمشان گردو می شکنند که دیدی ولی هم با ما موافق بود و حکم به بازگشت مالک داد؟ دیدی مصلحتی که ما دم از آن می زدیم درست بود؟

حال و هوای این روزهای کمیته وحدت اصولگرایان چیزی است در همین حول و حوش. بعضی از دوستان پیش پیش مالک را در چند قدمی خیمه دیده اند و رفته اند به استقبال مصلحت. اینان به جای اینکه در فرصت باقی مانده به زدودن ناخالصی ها از فضای اصولگرایی اقدام کنند، جریان انحرافی و فتنه را سر نیزه کرده اند تا با ترسیدن از آن به هر وحدتی تن دهند.

اینان به جای اینکه فضا را جوری مدیریت کنند تا وقتی مالک به نزدیکی خیمه رسید، ولی مجبور به حکم به مصلحت نشود، اتفاقاً فضا را به گونه ای ترسیم می کنند که گویی از همین الان باید فکر آن زمان را کرد. البته تقصیری ندارند بندگان خدا، چه کنند که اصولاً فقط مدیریت بحران بلدند! این خط و این نشان، همین­ها برای انتخابات بعدی هم همین کار را می کنند. خواهیم دید که در طول چهار سال فرصتی که هست هیچ تلاشی برای خالص کردن دایره اصولگرایی انجام نخواهند داد و دوباره وقتی چند ماه به انتخابات مانده است فریاد مصلحت سر می دهند که «ای بابا، حالا که وقت این حرفها نیست، بیایید با همین مردودین توبه کرده هم وحدت کنیم که اگر اینگونه نشود دشمن می آید سر کار و...». اصلا این انتخابات هم قبول، فرضاً مجبور شویم به حرف شما گوش دهیم، انتخبات بعدی چه؟!

تا کی باید اینگونه باشد؟ تا کی باید شب امتحانی وحدت کنیم و برای مردود نشدن درس بخوانیم و نه برای شاگرد اول شدن؟ شاید از برخی سیاسیون نشود انتظاری جز این داشت اما تکلیف جوانان سوم تیری چیست؟ ما تا کی باید به این مهره چینی حداقلی تن دهیم؟ تا کی باید پشت درب کمیته های وحدت بشینیم تا از آن اسمهایی بیرون بیاید که یکیشان ستاد اصولگرایان حامی موسوی بزند و دیگری خاتمی را سران فتنه نداند؟ تا کی مجبور شویم از ترس بدترها به بدهایی رای دهیم که با لبخند و در نهایت آرامش با آرمان های انقلاب بازی می کنند؟ کسانی که برای تصویب طرح نظارت بر نمایندگان، 15 ماه دستور آقا را کش می دهند اما در یک نصف روز نسخه 250 هزار میلیارد تومان سرمایه دانشگاه آزاد را میپیچند!

آیا واقعاً مجلس مطلوب حضرت آقا چنین مجلسی است؟ آیا این مجلس از دل همین یارکشی های چند بعلاوه چندی بیرون نیامده است؟

آقایان اگر حضرت آقا فرموده اند «وحدت ولو با اغماض»، این برای شرایط اضطرار است. خوشحال نباشید که شرایط را چنان اضطراری کنید که وحدت ولو با اغماض بشود راهکار. کیف نکنید که ولی خدا را با خودتان همراه و همنظر کرده اید. اگر خیلی مردید شرایط را جوری پیش ببرید و فضای سیاسی را جوری مدیریت کنید که رهبر انقلاب مجبور نباشد برای رسیدن این نظام به یکسری مصالح بزرگتر، از مصالح کوچکتر بگذرد. وحدت ولو با اغماض این آخرین راه است نه اولین راه.راهی که کاهلی شما در خالص سازی گفتمان اصولگرایی پیش روی آقا و مردم قرار داده است. بستن دستهای ولی خدا در گفتمان سازی و دست مردم در انتخاب اصلح، هنری نیست که به آن افتخار کنید.

شکی نیست که اگر مجبور شویم وحدت می کنیم و اگر مصلحت انقلاب حکم کند به افرادی رأی میدهیم که با تک ماده قبول شده اند اما این شرایط اگر اتفاق افتاد ما چنین خواهیم کرد، نه اینکه خودمان این شرایط را ایجاد کنیم تا مجبور شویم چنین کنیم! وقتی هنوز فرصت هست و می توان گشت دنبال شاگرد اول ها چرا باید به آقایی رفوزه ها تن دهیم؟

این قضیه مالک و جنگ صفین هم برای بعضی ها خوب نان و آبی دارد. آنها فهمیده اند که اگر ماجرا ماجرای صفین شود، امام هم چاره ای ندارد جز برگرداندن مالک. از این رو با تمام قوا سعی دارند تا شرایط را صفینی کنند تا وقتی حکم برگشتن مالک رسید قیافه حق به جانب بگیرند که دیدید ما که از اول می گفتیم رفتن مالک غلط است، درست می گفتیم!