هزینه هایی که از سر لجبازی مدیران به فرهنگ تحمیل می شود
درباره جشنواره فیلم 100 و حاشیه هایش

انگار در این مملکت ناف جشنواره ها را با حاشیه بریده اند؛ خاصه آنکه جشنواره رنگ و بوی فرهنگی هنری هم داشته باشد و همه وسایل برای ایجاد این مسئله مهیا شود. و خدا میداند که این حاشیه ها چه هزینه هایی را به فضای فرهنگی تحمیل می کنند و چطور الکی به جان این مناسبات حساس تنش می اندازند. آخرین نمونه اش هم همین جشنواره فیلم 100 که بی خود و بی جهت حاشیه ای پیدا کرد که بیشتر از اخبار اصلی آن به چشم آمد.
انتخاب استاد هتاکی که بخاطر اهانت به یک دانشجوی محجبه از دانشگاه اخراج شده بود بعنوان داور این جشنواره حرف و حدیثهای فراوانی ایجاد کرد؛ حرف و حدیثهایی که با اعتراض رسانه های حزب اللهی آغاز شد و با بی توجهی مسئولان جشنواره ادامه پیدا کرد و نهایتا به عذر خواهی رسمی نهاد مسئول برگزاری جشنواره رسید. اما قضیه وقتی جالب و البته به همان اندازه تعجب برانگیز می شود که می بینیم حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار کننده این جشنواره بوده است. این شگفتی از آن جهت است که آدم از نهادی مثل حوزه هنری انتظار چنین گافی را ندارد، همانطور که انتظار این دست اشتباهات(اشتباهات؟!) از نهادهای غیر هنری که پا در کفش هنر میکنند همیشه وجود داشته است. مثلاً وقتی شهرداری تهران جشنواره فیلم شهر را برگزار می کند، حضور افرادی که در فتنه سبز حضور فعالی داشته اند به عنوان داور در آن، ناراحت کننده اما قابل پیش بینی است.(این قابل پیش بینی بودن از دوجهت است: یکی از این بابت که این دست نهادها بیش از آنکه تخصصی در برگزاری این جشنواره ها داشته باشند بودجه کافی در اختیار دارند و دیگر آنکه گاهی با دقیق شدن در برخی جهت گیری های فرهنگی این نهادها استفاده از کلمه اشتباه کمی با مسامحه همراه خواهد بود!)
خلاصه آنکه وقتی پای نهادی مثل حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به میان میاید این انتظار طبیعی است که این نهاد لااقل به اندازه ای که در نام طولانی اش از کلمات هنر و اسلام استفاده شده است، در این امور دقت داشته باشد. اتفاقی که لااقل در این جشنواره نیفتاده است و کمی سخت است که انسان باور کند نام «زرین کلک» به گوش مسئولین برگزاری جشنواره نخورده باشد و او را ندیده و نشناخته بعنوان داور انتخاب کرده باشند؛ حال آنکه جسارت این فرد به یک دختر محجبه موجب تجمع دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران شده بود و اعتراض های مختلف نهایتاً به اخراج او از دانشگاه انجامید. واقعاً این انتخاب از سر ناآگاهی بود؟ جواب این سوال را حوزه هنری در نوشداروی پس از مرگ سهرابش چنین داده است: خیر!

وقتی مدیران فرهنگی لجباز می شوند
استاد هتاک برکنار شده که حالا داور جشنواره است، در اختتامیه جشنواره (و با همکاری مجری حاشیه دار رسانه ملی) حرفهایی میزند که دوباره آتش انتقادات را شعله ور میکند. این آتش دیگ غیرت برگزار کننده جشنواره فیلم 100 را به جوش می آورد و موجب میشود که روابط عمومی حوزه هنری با انتشار بیانیه ای رسما عذر خواهی کند و در بخشی از آن بیاورد: «توجه رسانههای متعهد و جدیت آنها در توجه به شریعت مقدس، ستودنی و به عنوان چراغهای هشداری همیشگی در مسیر خلق هنر و اجرای فعالیتهای فرهنگی مورد احترام و اهتمام است و جای تقدیر، تشکر و قدردانی دارد.»
اما سوال اینجاست که جناب حوزه هنری! توجه و جدیت رسانه های متعهد از کی ستودنی شد؟ از وقتی که داور هتاک رفت بالای سن و خود را روی آنتن زنده پخش جهانی، استاد اخراجی نامید و مورد عنایت حضار با سوت و کف قرار گرفت؟ مگر همین رسانه های متعهد چند روز قبل از شروع جشنواره با «توجه» و «جدیت» خود نسبت به انتخاب این فرد برای داوری جشنواره فیلم 100 اخطار نداده بودند؟
واقعیت آن است که برخی مدیران فرهنگی حاضرند حرف منطقی رسانه ها و دلسوزان جبهه فرهنگی انقلاب روی زمین بماند ولی خط اتوی مدیریت شیک و باکلاس آنها کج نشود، حاضرند برای هشدارهای دلسوزانه جبهه فرهنگی انقلاب پشیزی ارزش قائل نباشند اما از ترس اخم و تخم رسانه و چهره های روشنفکر کار غلط خود را اصلاح نکنند؛ که اگر اینگونه نبود باید هشدارهای داده شده جدی گرفته و با حذف این داور از جشنواره، جلوی حاشیه های بعدی گرفته می شد. اما حوزه هنری ترجیح داد اینکار را نکند تا بعدا مجبور شود با صدور بیانیه ای بعد از افتضاح اختتامیه، سعی کند حتی مسلمانی خود را هم دوباره اثبات کند و قسم و آیه بیاورد که بابا اشتباه بوده است و معذرت می خواهیم.

وقتی شور انشاءالله گربه است در می آید
برگردیم به ابتدای این نوشته: آیا انتخاب «نورالدین زرین کلک» از روی اشتباه بوده است؟ بیانیه عذرخواهی روابط عمومی حوزه هنری اینچنین پاسخ میدهد: «انتخاب این داور اگر چه با عنایت به اصل برائت و توجه به این نکته که ملاک، حال فعلی افراد است صورت گرفته بود و پیش از این نیز در جشنوارههای سینمایی دیگر طی همین چند سال گذشته به داوری پرداخته بود، اما نشان داد که حال امروز و گذشتهاش فرقی نکرده است.»
آیا ما آنقدر دچار قحط الرجال فرهنگی شده ایم که توبه ی نکرده چنین فردی ملاک انتخابش برای داوری جشنواره باشد؟ آنهم جشنواره ای که شعارش را «اخلاق» قرار داده و در حکم انتصاب مدیر حوزه هنری دو راهبرد اصلی فعالیتهای او این چنین تشریح شده است: «به کارگیری هنرمندانی که از روحیه حزب اللهی برخوردارند و اینکه رویکرد موضوعی برنامه ها باید بر اساس آموزه های دینی تنظیم شود». سوت و کفی که حضار بعد از شنیدن اخراجی بودن حضرت استاد زدند شاید گوشه ای از میزان تحقق این دو راهبرد را روشن سازد.(البته ناگفته نماند که جناب حجت الاسلام خاموشی رییس سازمان تبلیغات و آقای مومنی شریف، رئیس حوزه هنری در اقدامی انقلابی با حضار همراهی نکرده و برای افاضات این فرد کف نزدند؛ حتی شاید اخم هم کرده باشند! هرچند که این عمل انقلابی جناب خاموشی جایی دیگر تکرار نشد، آنهم وقتی بود که یکی دیگر از داوران هنگام اعطای جایزه 3 میلیون تومانی یکی از برندگان گفت: این جایزه فقط 6 تا صفر از آن سه هزار میلیارد کم دارد، و آقای خاموشی اینجا با دست زدن از این جمله هنری سینمایی استقبال کردند!)

نخود نخود هرکه رود خانه خود
جشنواره فیلم 100 تمام شد. آزاده نامداری مجری برنامه اختتامیه که گفته بود: «استاد زرین کلک همیشه برای ما استاد است» برگشته است سر کارش در تلویزیون؛ حوزه هنری با یک بیانیه خیال خودش را راحت کرد و رییس سازمان تبلیغات اسلامی هم حتما رفته است تا در آن چند روزی که مانده بود به انتخابات مجلس به وظایف نمایندگی خود از طرف شهردار تهران در جبهه متحد خوب عمل کند. اما واقعیت آن است که این اتفاق بار دیگر مفت و مجانی فضای فرهنگ را ملتهب کرد، آب به آسیاب دشمن ریخت و باز هم بیشتر از قبل بر بی اعتمادی حزب اللهی ها به فضای فرهنگی دامن زد. کاری که می توانست با کمی تواضع داشتن مدیران فرهنگی در برابر حرف حق و منطقی دلسوزان و رسانه های متعهد هیچ گاه اتفاق نیفتد.