نماز جمعه با نون اضافه!
امروز بعد از نماز جمعه آقای زاکانی رو دیدم که در حلقه مخالفین و موافقین محصور شده بود. جلو رفتم و چند دقیقه ای با هم بجث کردیم. بخشی از اون گفتگو که به نظرم خوندنش میتونه مفید باشه از این قراره:
ایشون وقتی صحبت از باهنر شد با زیرکی خاصی از جواب دادن طفره رفتند و بجاش سعی کردند سابقه افرادی مثل حسینیان رو زیر سوال ببرند. در مورد حسینیان مطلبی ذکر کردند که حتما پرس و جو خواهم کرد و اگر دیدم درسته اینجا ذکر میکنم تا همه مون بهش رای ندیم! اما گذشته از این معلوم بود که بنده خدا حرفی برای دفاع از باهنر نداره.
ایشون میگفت ما رفتیم تو سامانه وحدتی که تعریف شده بود و توانستیم از ورود افرادی مثل کاتوزیان و مطهری و... جلوگیری کنیم. اگر دوستان پایداری هم می اومدند شاید میتونستیم از ورود بقیه هم جلوگیری کنیم. ایشون معتقد بود ما نمیتونیم برای بقیه گروهها تکلیف تعیین کنیم که شما کی رو نماینده بفرستید. اونها باهنر رو فرستادند تو ۷+۸ و ما هم باید باهاش کار کنیم. آقای زاکانی این حرف رو وقتی زد که من اصل حضور در کمیته ای که باهنر و... توش باشه رو درست ندونستم.
در مورد فرمایش ایشون چند تا حرف وجود داره. اولا اینکه کی سامانه رو تعریف کرده بود؟ ایشون میگه سامانه وحدت تعریف شده بود و ما رفتیم توش که فکر کنم همه بدونن این درست نیست. سامانه وحدت که از آسمون نیومد. بالاخره آقایون طبق تجربه دور قبل پیگیر این شکل وحدت بودند که آقای زاکانی هم یکی از اصلیاش بود.
ضمنا این درسته که نمیشه به بقیه گروههای مثلا اصولگرا گفت کی ر و بفرستید و کی رو نفرستید اما اصولا گروهی که باهنر نماینده اش باشه اصولگراست؟ این سوالیه که آقایون اگر بهش فکر کنند و صاف و صادق بهش جواب بدن خیلی از قضایا معلوم میشه. ظاهرا برای بعضی افراد اصولگرا بودن یه جور صفتیه که به هیچ وجه امتخانات و فتنه های مختلف نمیتونه خللی در اون ایجاد کنه حتی اگر بزرگ یه گروه موسوی رو اصولگرا بدونه، اون رو تشویق کنه و خیلی کارهای دیگه که باهنر کرد و همه میدونیم، باز هم بر دامن اصولگرایی اون پروه ننشیند گرد!
آقای زاکانی نبودن مطهری و کاتوزیان رو به پای خودشون مینویسه اما سوال اینجاست که اگر پایداری و پافشاری اونها بر ساکت فتنه بودن این افراد نبود آیا باز هم این دوستان مخالفت میکردند؟ اگر اینها از اول با این افراد مخالف بودند چرا وقتی مطهری اونجور به کوچک زاده فحاشی کرد موضغ گیری نکردند؟ چرا نشریات و سایتاشون نقد نکردند؟ جالب اینجاست که سایت جهان تنها یک روز قبل از اعلام لیست جبهه متحد حاضر شد یه مطلب مفصل در نقد رفتار کاتوزیان تو فتنه بزنه! چرا قبل از اون که پایداری ها خودشون رو آتش میزدند که بابا اینها ساکت فتنه هشتند و کاتوزیان تو قضیه کشته سازی دست داشته و... حاضر به انتقاد نبودند؟
اینها نشون میده که این دوری حداقلی از ساکتین فتنه و فتنه گران با فشارهای پایداری به جبهه متحد تحمیل شد چون واقعا تو فضای دانشگاهی و جوانان حزب اللهی این گفتمان نشست.
من از آقای زاکانی پرسیدم یعنی فکر میکنید اگر پایداری ها می اومدند داخل ۷+۸ امکان داشت باهنر تو لیست نباشه که ایشون گفتند شما شک نکن امکان داشت، بالاخره ما رایمون رو هم بیشتر میشد.
ممکنه بگیم آقای زاکانی هم دل خوشی از باهنر نداره و نتونسته حذفش کنه که در این صورت چند تا بحث پیش میاد. ایشون الان به شدت در حال دفاع از باهنر و توجیه رفتار اونه. تا جایی که بااهنر چند روز پیش گفت زاکانی قبل از انتخابات بیشتر از اونکه برای خودش تبلیغ کنه از من دفاع میکرد. آیا این چیزی جز قبیله گرایی سیاسیه؟ اینکه ما علی رغم حق و حقیقت و فقط بخاطر اینکه یکی از فرمول ما بیرون اومده و تو لیستمون قرار گرفته ازش دفاع کنیم یعنی چی؟ بالاخره یا باهنر صلاحیت داره یا نداره، یا ساکت فتنه هست یا نیست؛ نمیشه که چون نتونستیم حذفش کنیم حالا مجبوریم تمام قد ازش دفاع کنیم و بگیم یک روز قبل از نه دی تو مراسم برائت از فتنه شرکت کرده! زاکانی و جبهه متحد از سوال از باهنر هیچطور نمیتوننن فرار کنند.
پا نوشت:
۱. قطعا این تمام صحبتهای رد و بدل شده نبود؛ ترکیبی بود از مهمترینهاش و البته اونهایی که یادم بود. ولی خدا وکیلی سعی نکردم اونجاهایی که به ضررم بوده رو نیارم!
۲. تو حلقه بحثی که شکل گرفته بود نگاه کردن به تیپ و سن و سال دو طرف بحث خیلی چیزها رو ثابت مبکرد. من هم به برادران جبهه متحد حق دادم که تخریب هاشون شدت بدن، چون واقعا در بین جوانان پایگاه چندانی ندارند. اگر با همین نگاه هم به تبلیغ کنندگان پایداری و متحد نظر می انداختیم باز هم میتونستیم خیلی چیزها رو بفهمیم. اینکه کیا مثل کارگرها دارند تراکت پخش میکنند و کیا از سر اعتقاد(گیرم اشتباه) و وظیفه. یاد این جمله سلحشور تو آژانس شیشه ای افتادم: دوره ات گذشته مربی!