اين فقط خاله شادونه نيست كه كشته مي گيرد
اين مطلب را همينجوري نوشتم. يعني وقتي خبر را شنيدم و بعد بازتابهاي آن را در رسانه ها پيگيري كردم ذهنم و البته دلم رفت پيش بچه هايي كه دارند زير دست و پاي محصولات فرنگي(فرهنگي!) له ميشوند و كسي هم عين خيالش نيست. اين مطلب همينجوري، خوب ديده شد و گفتم حالا كه فعلا مطلبي براي نوشتن ندارم، آنرا اينجا هم بياورم.
خبر سفر مليكا زارعي به خرمدره مي توانست در همين شهر استان زنجان باقي بماند اگر سه كودك بر اثر ازدحام جمعيت حاضر در محل اجراي برنامه او، جان نمي باختند.
خبر كشته شدن سه كودك در برنامهاي با عنوان كودك و خانواده و با اجراي خاله شادونه در شهر خرمدره، به سرعت در فضاي رسانه اي كشور بازتاب پيدا كرد. جداي از تاييد و تكذيب ها، شانه خالي كردنها از زير بار مسئوليت و سر دادن شعار «من نبودم» و «برنامه بدون هماهنگي ما بود»، اين اتفاق را از منظر ديگري هم مي شود مورد بررسي قرار داد.
جان باختن سه كودك خردسال به قدري دردناك است كه همه مسئولان را وادار به موضع گيري كرده و اين انتظار را در مردم ايجاد مي كند كه با مسببان اين حادثع دلخراش برخورد شود؛ اما آيا اين تنها مورد يا از معدود دفعاتي است كه كودكان ونوجوانان قرباني برنامه هاي تفريحي و آموزشي كودكانه مي شوند؟ و آيا قرباني شدن فقط وقتي معنا پيدا مي كند كه كودكي زير دست و پاي جمعيت ديگر نفسش بالا نيايد؟
بخش زيادي از زمان كودكان اين كشور يا جلوي برنامه هاي تلويزيوني مي گذرد و يا پاي CDهاي انيميشن. خيلي از خانواده ها بدشان نمي آيد از جعبه جادو بعنوان صدا خفه كن استفاده كنند و كودكشان را جلوي آن بكارند و خود به كارهاي روزمره برسند.
برخي ديگر هم بچه ها را به مهدهاي كودك مي سپارند تا لااقل نيمي از روز وظيفه تربيت و سرگرم كردن آنها را به عهده بگيرند و پدر و مادرها را از شر اين موجود دست و پاگير راحت كنند. ريختن اسباب بازي هاي رنگ و وارنگ جلوي كودكان نيز از ديگر راههايي است كه ساعتي مي توان از مشغول شدن به فرزند فاصله گرفت.
اما چند درصد انيميشن هاي رسانه ملي ما توليد داخل است و فرهنگ آن با فرهنگ ما همخواني دارد؟ جداي از آن، عموها و خاله هايي كه در شبكه هاي تلويزيوني با بچه هاي ما نسبت فاميلي پيدا مي كنند اگر بخواهند ساز و آواز و جيغ و هورا كشيدن را از برنامه شان حذف كنند چه چيز ديگري براي ارائه خواهند داشت؟
البته اوضاع مهدكودك ها هم همين است. به غير از مهد كودك هايي كه رسما رقصيدن را در برنامه روزانه خود قرار داده اند، الباقي نيز ديد بدي نسبت به حركات موزون ندارند!
بازار اسباب بازي ها هم كه گفتن ندارد؛ با يك ساعت چرخيدن در فروشگاه هاي اسباب بازي مي توان ديد كدام شخصيتهاي كارتوني و چه تفنگ ها و وسايلي در قالب عروسك و... براي هم بازي شدن با كودكان ايراني دور خيز كرده اند.
حتما جان باختن سه كودك دردناك است و حتما بايد به آن رسيدگي شود اما چه كسي حواسش به ميليونها كودك ايرانيست كه هر روز دارند مورد هجوم گلوله هاي ضد فرهنگي قرار مي گيرند و روح و روانشان از پاي در مي آيد؟ حتي اگر قرار بر حساسيت نسبت به جسم كودكان هم باشد بد نيست آقايان كمي هم حساسيت نسبت به سريالهايي نشان دهند كه در هر ماه رمضان از ميان نوجوانان چند كشته مي گيرند!
كودكان ما امروز مورد هجوم قرار گرفته اند و يكي يكي دارند به پاي محصولات فرهنگي حوزه كودك و نوجوان تلف مي شوند و كك كسي هم نمي گزد. لطفا ككتان بگزد آقايان!