اين «حال» نماينده ها چند متر است؟!
خلاصه اين دست آورد يك ماهه مجلس نهم مقدماتي داشته كه بدين شرح است:
اندر كف مسافرتهايي كه آقاي مطهري مي روند!
بگذاريد از همين آخري شروع كنيم. مجلس محترم و آدمهاي توش، با طرح حذف تعطيلات تابستاني يك ماهه(دو تا دو هفته)، مخالفت كردند و رفتند استراحت. اين افراد حتما براي تصميم خود دلايلي داشتند اما جداي از آنها حتي علي آقاي مطهري هم براي خود دلايلي داشته اند كه از اين قرار بوده است: «اگر تعطیلات تابستانی نباشد خانواده نمایندگان پس چه زمانی به مسافرت و تعطیلات بروند؟»
بقيه مردم كه دو تا دو هفته در تابستان تعطيلات ندارند چطور مسافرت مي روند. اين چند ده ميليون سفري كه در تابستان يا تعطيلات عيد انجام ميشود دروغ سيزده راهنمايي و رانندگي است؟ يعني همان يك ماه مرخصي در سال براي نمايندگان براي مسافرت كافي نيست؟ نكند اين اتفاق با شروع پيش فزوش بليط مسافرت به كره ماه ارتباطي داشته باشد؟!
در اينجا اين سوال پيش مي آيد كه اين چه مسافرتي است؟ البته در اين مورد هم شايد درك ما از مسافرت مثل همان قضيه سخت بودن كار نمايندگي است كه از بيخ و بن اشتباه است. ما فكر ميكنيم همين كه نيم كيلو جوجه زعفراني، يك عدد آفتابه، دو تا بالش و يك زير انداز برداشتيم و پريديم پشت پرايد و دو روز آخر هفته را زديم به جاده چالوس، رفته ايم مسافرت. اما زهي خيال باطل. اينها كه مسافرت نيست، مسافرت آن چيزي است كه آقاي مطهري با خانواده تشريف مي برند. مسافرتي كه دو تا دو هفته در تابستان وقت مي خواهد. آقا جاي ما هم صفا كنيد جاي دوري نمي رود ها!
ندايي از درون: «بس كن قلم به دست مزدور
اجانب! نماينده اي كه هفته اي دو روز در جلسه مجلس شركت مي كند، يك ماه
مرخصي دارد مثل همه كارمندان، تعطيلات عيد دارد، دم انتخابات براي تبليغات
تعطيلات تصويب مي كند، چه اشكالي دارد كه حالا يك ماه هم برود مرخصي و
مجموعا به گفته يكي از نماينده هاي تهران، سالي 75 روز تعطيلي داشته
باشد؟!را چرا انقدر مي كوبي... بخيل، فاسد، جيره خوار اجانب...!»
چي بگم والا!
الان شما بخواهيد در شهر آجيلي بعنوان
نظافت چي پاره وقت مشغول بكار شويد از شما گواهي عدم سوء سابقه مي خواهند
تا مثلا يك قاچ از كله آقاي كدو نخورده باشيد يا با گوشهاي آقاي انگور دلمه
نپخته باشيد! اما مجلس ما از آنجا كه به فكر رفاه مردم است(چي نيست؟ حداقل
به فكر رفاه 300 نفر از اين مردم كه هست!) اين مقررات دست و پا گير را
برداشته است.
يك خانه نقلي با «حال» مبله شده!
الان وام ازدواج 5 ميليون تومان است. يعني اگر دو نفر بخواهند ازدواج كنند لنگ 5 ميليون تومان هستند تا مثل دو تا كفتر بروند در آشيانه خود. يعني 5 ميليون تومان كلي پول است. يعني 5 ميليون تومان انقدر ارزش دارد كه بخاطرش بايد دو تا ضامن معتبر با گواهي كسر از حقوق بياوريد! يعني با 5 ميليون تومان مي شود خانه اجاره كرد، عروسي گرفت و... در آخر هم چند كيلو گوشت خريد كه لااقل چند روز اول زندگي مشترك خوش بگذرد!
حالا شما فكر كنيد در حالي كه با 5 ميليون تومان مي شود اينهمه كار خوب خوب كرد، بعضي از نمایندگان مجلس اعتقاد دارند كه 100 میلیون تومان برای رهن منزل كم است. حال آنكه با اين پول حداقل مي توان 20 بار خانه اجاره كرد، 20 بار عروسي كرد و... در آخر هم 20 بار رفت به قصابي و 20 بار چند كيلو گوشت خريد!
شما خواننده گرامي تا حالا خجالت كشيده ايد؟ من دارم مي كشم پس بريم سراغ بند بعدي!
رو كه نيست!
واقعا آمديد سراغ بند بعدي؟ بابا چه رويي داريد شما. يك راي داديد حالا انتظار داريد طرف شب و روز برايتان جان بكند! اتفاقا به نظر من تا همينجا هم كفايت مي كند.