خواستم بگذارم فردا بنویسم اما دیدم یک روز هم یک روز است. همین امروز و فرداست که از پرده پایین بیاید و کار از کار بگذرد.
با خانواده(الان دیگر وقتی میگویم خانواده یعنی ما سه نفر، نه آن دو نفر سابق!) رفتیم فیلم شور شیرین را دیدیم. فیلم خوبی است؛ یعنی خوبتر از آن چیزی که انتظار داشتم. احساسم این بود که برای رضای خدا و جهت تقویت جبهه فرهنگی انقلاب و جلو انداختن ظهور حضرت موعود(عج) و برای بر زمین نماندن علم خمینی کبیر –که مگر مرده ایم ما!- و کلی اهداف خدا پسندانه دیگر برم فیلم را ببینم. واصلاً مگر پول یک عدد پیتزای ساده چه ارزشی دارد که آن را فدای آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامی نکنم؟! 
خب آدمی که اینطور بنشیند روی صندلی سینما حتما هم خودش را آماده کرده تا ضعفهای فیلم را ببخشد و سکانس هایش را تحمل کند تا تیتراژ پایانی برسد و فلنگ را بندد. اما این اتفاق هرگز پای شور شیرین نیفتاد، آنهم به دو دلیل.
يکی اینکه دختر خانم ما بنای ناسازگاری گذاشت و مجبورمان کرد چند دقیه پایانی فیلم را نبینیم و اصولا کار به تیتراژ نرسد. موقع بیرون آمدن یکی از سینماچی‌ها دلداری میداد که آخرش بود، چیزی نمونده! که به گواهی این آقا نباید چیز زیادی را از دست داده باشیم.
اما دلیل دوم این بود که اصولا فیلم شور شیرین بهتر از آن است که کار بخواهد به تحمل کردن و فلنگ بستن برسد. فیلم کولاک نیست. یعنی آنقدر کولاک نیست که کارگردانش بتواند بخاطر آن دوره بیفتد در کشورهای مختلف و با این زن و آن مرد روبوسی کند، اما خب فیلم خوبی است. آنقدر خوب که تعلیق دارد، گره و گره گشایی دارد، اصول درام را رعایت کرده است، صحنه های جنگی اش خوب است و از همه مهمتر خیلی خوب کوموله ضد انقلاب و پست را نشان داده است و حتی از این هم مهتر اینکه توانسته به خوبی تفاوت بین مردم غیور کرد و این کوموله بی وجدان را به تصویر بکشد.
ور شیرین را نه برای کمک به جبهه فرهنگی انقلاب و... بلکه برای لذت بردن ببینید. دست خانواده را بگیرید و دو ساعت را صرف فیلمی کنید که دیدن دارد و اذیتتان نمی کند.