.آدم‌ها از چند نظر به چند دسته تقسیم می‌شوند :

 .

از نظر پدر:

آدمها از نظر پدر به دو دسته «بی پدر» و «بی پدر!» تقسیم می‌شوند! در توصیف گروه اول معمولا گفته می شود: «بنده خدا پدر نداره که». اما در توصیف گروه دوم از عبارت «از اون بی پدراست ها!» استفاده می شود. توضیح آنکه گروه اول کسانی هستند که اگرچه ممکن است پدر داشته باشند اما پدرشان گلیم خودش را هم از آب نمی تواند بیرون بکشد. اما گروه دوم کسانی هستند که پدر دارند به چه کلفتی! پدرانی که به تنهایی می توانند جور همه کمبودها را بکشند. از این پدرها با عناوینی چون مدرک تحصیلی، مدیریت صنعتی، خانه هزارمتری، پارتی و… نیز یاد می شود!

از نظر دُم:

انسانها از نظر دم به دم‌کلفت و بی‌دم تقسیم می‌شوند. انسانهای بی‌دم که تکلیفان مشخص است. اما افراد دم کلفت خودشان یک طیف هستند. برخی از این افراد چنان دمی دارند که می توان گفت آنها یک دم هستند که یک انسان هم به آن وصل است. شخصیت، هویت و ارتباطات این افراد منوط به حضور دمشان است! دم این افراد دارای قابلیتی است که طی آن در صورت مردن یا سوخت شدن طرف، می تواند به حیات خود ادامه داده و با پیدا شدن فرد مستعد دیگری، این دم به آن چسبیده و مرحله جدیدی را آغاز کند.

 

از نظر مالیات:

همه انسانها از نظر اینکه باید مالیات بدهند مساوی هستند اما برخی انسانها علاوه بر این مالیات هم می دهند و برخی همیشه در مرحله «باید مالیات بدهند» می مانند! مهمترین مشخصه گروه اول کارمند بودن آنهاست که مالیاتشان حتی قبل از پرداخت حقوق کم میشود و مهمترین خصوصیت دسته دوم کارمند نبودن آنهاست! گروه اول نمی توانند مالیات ندهند چون اصولا آنها نیستند که مالیات می دهند بلکه دیگران هستند که مالیت آنها را پیش پیش میگیرند. اما گروه دوم می توانند مالیات بدهند اما چون کسی نیست که از آنها مالیات بگیرد، غالبا این میل شدید در آنها سرکوب شده و به صورت عقده های ۳۰۰۰ میلیاردی بروز می کند!

 

از نظر خانه:

طی یک دسته بندی کلاسیک آدمها به صاحب خانه و مستاجر تقسیم میشوند اما طی جدیدترین تقسیم بندی که در حال فراگیر شدن است، گونه اول(صاحب خانه) در حال انقراض است. در این شرایط انسانها به دو دسته مستاجر و صاحب وام تقسیم می شوند! گونه اول از انجا که قدمتی به درازای تاریخ دارند بی نیاز از توضیح است اما گونه دوم کسانی هستند که از توهم خانه دار بودن نیز رنج می برند. این دسته از آدمها تمام عمر خود را با این خیال که خانه دار هستند لبخند میزنند اما بعد از فوتشان، این وراث هستند که پی می برند پدرشان چیزی جز چند وام مسکن ۲۵ ساله از خود بجای نگذاشته است!

 

از نظر مدیریت:

یک دسته از آدمها هستند که از مدیریت زندگی خودشان هم عاجزند؛ البته تقصیر خودشان نیست بلکه تقصیر علم ریاضیات است که هر جوری نگاه میکنی ۶۰۰ هزار تومان از هفتصد- هشتصد هزار تومان کمتر است! واقعا این علمای علم ریاضیات چرا نمی توانند کاری کنند که بشود با حقوق کمتر از مخارج، زندگی را اداره کرد؟! در مقابل این گروه، عده ای از آدمها هم هستند که کلا در مدیریت همه چیز توانا هستند. این دسته اصولا در برابر سوال «مدیریتِ چی؟» لبخند میزنند. این افراد هر چیزی که قابل مدیریت کردن باشد را مدیریت می کنند. یکی از جالب ترین اعضای این گروه می تواند، شیلات، شهرداری، ورزش، نفت و… را مدیریت کند و آب هم از آب تکان نخورد!


كار شده در سايت طنزتونز