به میمنت و مبارکی همه موانع دارد یکی یکی از سر راه برداشته می شود تا زندگی نماد زن ایرانی و بانوی تراز انقلاب اسلامی فیلم شود و از این پس همه دختران این سرزمین بدانند که باید چه جور زندگی کنند و چه کسی را الگوی خود قرار دهند. فیلم لاله را عرض می کنم. گویا اصلاحات مد نظر کمسیون فرهنگی مجلس دارد روی فیلمنامه اش اعمال می شود و دیگر مشکلی برای ساخت آن نخواهد بود.
ما برای اینکه ثابت کنیم فقط اهل غر زدن نیستیم، در زیر پیشنهاداتی می دهیم که با اعمال آنها بر روی فیلمنامه لاله، هم فیلم ساخته شود و هم کلی مفهوم ایرانی و اسلامی در فیلم باشد:


 1
سازندگان محترم باید از همان تیتراژ فيلم، دهان مخالفان را ببندند، از این رو پیشنهاد می شود سرود «از خون جوانان وطن لاله دمیده» بعنوان ترانه تیتراژ انتخاب شود!

2
خودروی لاله خانم نه تنها ایرانی که باید پیکان وانت باشد نه بیشتر! در این صورت است که فضای کار بیش از پیش ایرانیزه شده و بانوی نمونه ایرانی کاملا نشان داده خواهد شد. فقط زود بجنبید که امروز و فرداست تولید این خودرو متوقف شود ها!

3
با مراجع ذیربط هماهنگی شود که تا زمان اکران فیلم هرگونه انتشار، نمایش و حتی دیدن تصاویر واقعی خانم لاله صدیق جرم تلقی شده و پیگرد قاونی داشته باشد. چون وضعیت حجاب و... ایشون بگونه ای است که بهتر است مردم نبینند تا راحت تر بتوان ایشان را بعنوان الگو در جامعه اسلامی مطرح کرد!

4
همانطور كه معلوم است يكي از موانع سر راه توليد اين فيلم وجود شايعات است كه دارد به روند توليد فيلم ضربه مي زند.  بنابراين بايد ترتيبي اتخاذ شود تا علاوه بر مورد قبلی، هر گونه بکاربردن اسم کوچک کارگردان فیلم جرم بوده و رسانه ها براي اشاره به ایشان به نام خانوادگی یعنی همان نیکنژاد اکتفا کنند. اینگونه باب یکی از شایعات اطراف این پروژه بسته شده و هیچ بعید نیست که باب سایر شایعات هم حداقل کمی از این گل وگشادی در بیاید؛ چراکه معلوم نیست وقتی می گویند اسی نیکنژاد بالاخره منظور اسماعیل است، اسکندر است، استفان است یا...! شايعات از همين جا شكل مي گيرد ديگر.

5
برای اینکه بالاخره در یک جای فیلم از زنان فداکار دوران دفاع مقدس (که اگرچه الگو هستند اما لاله خانم کلی الگوتر است) یادی شود می توان از سیده زهرا حسینی راوی کتاب «دا» و افرادی از این دست دعوت کرد که در صحنه ای از فیلم بر روی جایگاه تماشاگران نشسته و لاله را تشویق کنند. با توجه به اینکه این افراد در اولویت های بعدی فیلم سازی هستند و عمرا اندازه لاله صدیق ظرفیت الگو شدن ندارند، اينگونه می توان آنها را هم به پرده های سینما کشاند و دهن منتقدان را بست. (البته با رعایت پیشنهاد اول دهن منتقدان را بسته شده است اما خب منتقدان هفت تا دهن دارند!)

6
براي آنكه فيلم بيشتر حالت ضداستكباري و ضد تهاجم فرهنگي پيدا كند، مي توان رقيبان لاله خانم را كساني مثل سركار خانم گوگوش، هيلاري كلينتون، مارگارت تاچر، جنيفر لوپز و... قرار داد تا با پيروزي خانم صديق بر آنها، قدرت زنان ايراني بر همه جهانيان آشكار شود.

7
براي آنكه سرمايه داري ليبرال هم از اين تحقير بي نصيب نباشد، مي توان خانم فائزه هاشمي را هم بعنوان اسپانسر تيم مقابل لاله خانم نشان داد تا بيش از پيش جايگاه ليبرال دموكراسي تضعيف شود! فقط حواستان باشد اگرچه طبق گفته وكيل خانم هاشمي جاي خالي در زندان وجود ندارد تا حكم ايشان اجرا شود، اما زندان ها آنقدرها هم پر نيستند!

8
مي توان فيلم را اينگونه تمام كرد: لاله صديق با قهرماني از مسابقات برگشته است ولي در راه منزل و با همان لباس رانندگي و كاپ در بغل، مي رود سبزي فروشي محل و از آقاي سبزي فروش نيم كيلو سبزي آش مي خرد تا شب براي خانواده آش بار بگذارد. اين سكانس اهميت خانه داري را در زندگي لاله نشان داده و مشت محكمي است بر كساني فيلم را به فمينيستي بودن متهم مي كنند. تصوير پاياني فيلم هم لاله را نشان مي دهد كه دارد پیاز پوست مي كند و قطرات اشك آرام از گوشه چشمش مي چكد!

نوشته شده براي سايت مهرخانه