اسكار امسال به فيلم ضد ايراني آرگو رسيد، همانطور كه پارسال به فيلم جدا شدن دو نفر از هم رسيده بود. حالا اين وسط بنده خدايي هم چيزهايي درباره لابي كردن با اسكار و اينها گفته بود كه البته اين طنز هيچ ربطي به آن ندارد.

 مسئول سينمايي: الو...الو...

اسكار: بله بفرمایید.

مسئول سينمايي: الو... اونجا اسکاره؟!

اسكار: بفرمایید... باکی کار داشتید؟

مسئول سينمايي: من با آقای اسکار کار دارم! همون آقا لخت زرده که یه شمشیر هم دستشه!

اسكار: خودم هستم... امرتون رو بفرمایید.

مسئول سينمايي: خوبی اسکار جون، نشناختمت، از پارسال تا حالا کلی صدات عوض شده. من مسئول سينمايي هستم.

اسكار: ولی تو خوب موندی. امری باشه در خدمتم.

مسئول سينمايي: راستش نه که لابی پارسال جواب داد، زنگ زدم یه لابی کنم آرگو اسکار نگیره.

اسكار: ببین عزيزم شما با خودت چند چندید؟

مسئول سينمايي: متوجه منظورت نمیشم اسکار جون!

اسكار: يعنی مثل اینکه قضیه لابی رو خودت هم جدی جدی باور کردی ها.

مسئول سينمايي: چی؟

اسكار: هیچی بابا... بگذریم. میگم حالا در قبالش تو چی کار برای ما میکنی؟

مسئول سينمايي: والّا چی بگم... تو چه كاري دوست داري؟

اسكار: من... من میگم باید در عوض شما هم تو جشنواره تون به یه بازیگر زن ضد نظامتون که تو فتنه حضور داشته و حتی بازداشت هم شده سیمرغ بدید!

مسئول سينمايي: خب ما که همینجوریش هم داریم این کار رو می کنیم!

اسكار: جدی؟ پس... پس باید به یه بازیگر مرد هم که يه چيزي تو مايه‌هاي همون بازیگر زنه باشه باز سیمرغ بدید!

مسئول سينمايي: ای بابا... این کار رو هم که خودمون داریم انجام می دیم!

اسكار: نه بابا... جدی میگی؟ پس... آهان! باید یکی از سیمرغ هاتون رو هم به یه فیلمی بدید که علیه خانواده و ضد والدین و در طرفداری از ارتباط آزاد دختر و پسر باشه و به برادري كه غيرت خواهرش رو داره ميگه سگ نگهبان، بدید!

مسئول سينمايي: اوووووف.... بابا اسکار مثل اینکه تو اصلا اخبار ما رو پیگیری نمیکنی ها! ما که این کار رو هم انجام دادیم!

اسكار: عجب... جداً؟ پس بايد موقع خوندن اسم نامزدهاي سيمرغ، اصلا اسم فيلم اون كارگردان ريشوئه كه به انقلابتون فحش نميده رو نياريد. متوجه شدي؟ حتي نبايد اسمش رو هم بياري ها... سيمرغ دادن كه پيشكش!

مسئول سينمايي: بابا اين چه شرطهايي كه ميذاري آخه؟! ما كه خودمون همه اين كارها رو كرديم!

اسكار: شوخی میکنی؟! یعنی شما تو جشنواره تون این کارها رو کردی؟ پس... پیدا کردم! باید تو این مدت که مدیر هستی حتی یه فیلم هم درباره انقلاب اسلامی نسازی.

مسئول سينمايي: دیوونه‌ام کردی اسکار... تو بیا سابقه مدیریت من رو ببین. ببین تو این چهار سال مديريت من، فارابی و مرکز سینمای تجربی و... حتي یه فیلم هم درباره انقلاب ساختن؟ نساختن دیگه!

اسكار: ببینم! تو مدیر سینمای ایرانی یا جای دیگه؟

مسئول سينمايي: یعنی چی؟

اسكار: هیچی... یه لحظه همینجوری شک کردم! پس دیگه لازم نیست که ما امتیاز بدیم، شما داری همه کارهای مد نظر ما رو انجام میدی دیگه! آرگو هم اسكار ميگيره... خيالت تخت!

مسئول سينمايي: نه دیگه... نشد. فكر كردي زرنگي؟! اگر به آرگو جایزه بدید، ما هم میریم همه جا میگیم تو سیاسی هستی!

اسكار: زرشک... این رو که همه میدونن. تازه امسال گفتیم که زن اوباما جایزه رو اعلام کنه که دیگه برای هیشکی شکی باقی نمونه.

مسئول سينمايي: ای بابا...اینطوری که لابی مون جواب نمیده.

اسكار: حالا عیبی نداره... من یه پیشنهاددارم!

مسئول سينمايي: جون من؟! بگو... بگو دیگه... زود باش بگو!

اسكار: باشه بابا... من میگم تو که قدرت لابی کردنت خوبه... برو لابی کن سازمان سینمایی رو با گروه طنز و سرگرمی شبکه سه ادغام کنن، جواب می‌ده ها!