يا با اين حكم باب نقد رهبري بسته نمي‌شود، باب نقد افكار امثال دانشطلب بسته مي‌شود

 

الان بهترين وقت است تا با نوشتن مطلبي هرچند كوتاه عليه قوه قضائيه آزادگي خود را به رخ بكشم و با استناد به مطالب و مواضع سابقم مطمئن باشم كه لااقل بر و بچه‌هاي فعال رسانه‌اي اين انتقادم را با مواضع ضد انقلاب هم‌كاسه نخواهند كرد و به يك چوب نخواهند راند؛ هرچند كه قوه قضائيه شايد اين كار را نكند!

اما وسط اينهمه بد و بيراه گفتن به نهادي كه مقايسه بين حكمش براي فائزه هاشمي، سعيد تاجيك و طلبه سيرجاني مشخص كننده حال و روزش است، مي‌خواهم دو كلمه حرف حساب بزنم و بعد منتظر باشم تا اگر شماي مخاطب فكر كردي ناحساب است پاسخم را بدهي.

نتيجه زنداني شدن مجتبي دانشطلب و افرادي مثل او، بيش از اينكه به بسته شدن باب نقد قوه قضائيه و رهبري و... بيانجامد، به نقد نشدن آراي امثال دانشطلب منجر خواهد شد! سري به شبكه‌هاي اجتماعي و وبلاگ‌ها بياندازيد و ببينيد در همين دو روز چقدر عليه بازداشت دانشطلب مطلب نوشته شده و چقدر تكه به قوه قضائيه انداخته شده است. اما چند نفر از افرادي كه اين مطالب را نوشته‌اند و چند نفر از افرادي كه آن را با پلاس و لايك تاييد كرده و نظرات موافق گذاشته‌اند، مطلب دانشطلب را كه منجر به اين حكم شده است، خوانده‌اند؟!

دانشطلب مطلبي نوشته و در آن رهبر انقلاب را حامي «آقازاده سالاري» خوانده است. او در نوشته خود رهبر انقلاب را پايبند «پدیده آقازاده سالاری در بین روحانیون و فرهنگ روحانیت» مي‌داند و كه «به خاطر همین روحیات آخوندی و مسامحه آقایان در حق هم لباس‌هایشان» نمي‌گذارد شعارهاي مردم عليه سيد حسن خميني در حرم امام(ره) كاملا به بار بنشيند و ميوه بدهد. او حتي پيام تسليت رهبر انقلاب براي درگذشت داماد امام را هم بر نمي‌تابد و سعي مي‌كند به رهبر بفهماند كه «تسلیت گفتن شخص اول مملکت به خاطر درگذشت یک بازرگان که تنها موضوعیت طرح اسمش داشتن نسبت سببی با رهبر سابق انقلاب است» وجهي ندارد.

حالا اگر متن دانشطلب را خوانده يا بعدا بخوانيد مطلب دستتان خواهد آمد. اما نكته اينجاست كه با زنداني شدن او ديگر كسي به اين متن فكر نمي‌كند؛ ديگر كسي به مباني فكري و اعتقادي كه منجر به چنين انديشيدن و چنين نوشتن مي‌شود فكر نمي‌كند. با بازداشت شدن دانشطلب نه باب نقد رهبري، كه باب بحث درباره شرايط نقد رهبري و چگونه نقد كردن رهبري بسته مي‌شود. اگر با محكوم شدن دانشطلب آسيبي متوجه انقلاب شود، از اين ناحيه است كه اين افكار و انديشه‌هاي شبه حزب‌اللهي(به زعم بنده) فرصت نقد پيدا نمي‌كند. انديشه‌هاي عدالت‌طلبانه‌اي كه مسير رسيدن به عدالت را منحرف خواهد كرد و خداي نكرده به ناكجاآباد خواهد رسيد، با سركوب شدن امثال دانشطلب مجال خودنمايي و رد منطقي نخواهد يافت.

«اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»(مائده/8)، عدالت طلبي اگر به تقوا نينجامد... بگذريم؛ قصد نقد آرا و نوشته‌هاي دانشطلب را ندارم؛ چراكه در اين شرايط كمي از جوانمردي به دور است و البته در اين فضاي احساسي بعيد است به نتيجه‌اي برسد. هدف همان بود كه يكي دو پاراگراف بالاتر گفتم.

شش ماه زنداني كردن دانشطلب بخاطر آن نوشته حتي اگر ظلم به دانشطلب هم نباشد، ظلم به انقلاب و نظام و رهبري است!