روز منفي بيست و سوم

تزپي آمده بود. هفت قرآن به ميان صدايش مثل مرد هاست. سر آدم كه داد ميزند دلم ميلرزد. گفت مي خواهند به غزه حمله كنند. گفتم اين كار را نك... برگشت چپ چپ نگاهم كرد. گفتم خب خواهش مي كنم، من به خاطر خودتان مي گويم. گفت: اگر تو دهن گنده ات را مثل گذرگاه رفحت ببندي، مشكلي پيش نمي آيد. گفتم مي بندم. با صداي بلند گفت: ممنون جناب پرزيدنت. دوتايي لبخند زديم و جلوي خبرنگارها دست داديم.

 

روز منفي بيست و دوم

امروز حمله كردند. البته كه من هم نگرانم. ناراحتم. خب من هم عربم. دلم نمي خواهد مردم غزه بميرند. زنان و كودكان تكه تكه شوند. خونه هايشان خراب شود. حتي چند بار خواسته بودم گذرگاه رفح را باز كنم تا اينكه اولمرت گفت ما براي مبارزه با تروريسم و نجات مردم غزه مبارزه مي كنيم. دلم آرام گرفت. رفتم خوابيدم.

 

روز منفي بيستم

دو روز است كه دارند غزه را مي كوبند. يه سر و صداهايي در جهان شده است. زنگ زدم گفتم تا آتش اعتراضات به كشورهاي عربي نرسيده كار را يكسره كنيد. گفتند سه روزه تمام است. فكر كردم صدام هم قرار بود سه روزه در تهران باشد. دلم ريخت.

 

روز منفي هجدهم

تقويم روميزي را نگاه كردم. امروز را كه ضربدر بزنم، مي شود پنج روز. اوضاع به هم ريخته است. مردم احمق دارند داد و بيداد ميكنند. مخصوصا با اين پيامي كه رهبر ايران داده است پاك آبرويمان را برده است. زنگ زدم به عبدالله . مردكه شكم گنده عين خيالش نيست. مي خنديد. گفتم بخند، همين روزهاست كه مردم تو هم راه بيفتند در خيابانها و برايت لنگه كفش پرت كنند. بلند تر خنديد و گفت: نمي توانند. گفتم چرا؟ گفت آخر در يك دستشان چوب مسواك است و در دست ديگرشان ريموت ماهواره، ديگر با كدام دست كفش پرت كنند. ديوانه حالت طبيعي نداشت. زياده روي ميكند.

 

روز منفي پانزدهم

يه هفته است دارند سر مردم بمب ميريزند. امروز يكي از شيعه ها در سخنرانيش از قول امامشان مي گفت اگر خلخال از پاي یک زن يهودي در بياورند جا ... و از اين جور حرف ها. دستور دادم يك كميته بررسي كند ببيند اصلا چنين اتفاقي افتاده يا نه.

 

روز منفي سيزدهم

جواب كميته بررسي آمد:

1.در بررسيهاي به عمل آمده و با مراجعه به آمارها در كل نوار غزه حتي يك يهودي وجود ندارد.

2. خلخال در پا كردن از رسوم اعراب قديم شبه جزیره بوده و ديگر به كلي منسوخ شده است.

3. با تماس با نيروهاي نظامي اسرائيل ورود حتي يك نظامي اسرائيلي به غزه تكذيب شده است.

نتيجه گيري:

اگر چنين انفاق افتاده باشد توسط خود مردم غزه رخ داده است و يا شايد لفظ زن يهودي درواقع نشان دهنده حمايت از مردم اسرائيل باشد تا خداي نكرده چنين اتفاقي براي آنها نيفتاده باشد.

دلم آرام گرفت.

 

روز منفي يازدهم

ديروز داده بودم نتيجه كميته تحقيق را در رسانه ها پخش كنند. از ديروز همراه لنگه كفش برايم علف هم پرت ميكنند. ملت ديوانه شده اند.

 

روز منفي هشتم

من مانده ام كه مگر نوار غزه چقدر مساحت دارد كه با اينهمه بمب باز هم دوهفته است كه دارند مقاومت مي كنند. من فكر كنم كاسه اي زير نيم كاسه است. نكند مثل جنگ عراق همه اش نقاشي و فيلم باشد. نكند مي خواستند ما را پيش مردم خراب كنند. شايد همه اينها براي كله كردن من است... اي خدا. چه گيري كرديم ها.

 

روز منفي هفتم

حمله زميني را هم شروع كرده اند. يك متر که جلو ميروند تا فلسطيني ها يك ترقه در ميكنند، دو متر عقب مي آيند. ترسو ها مثل سگ مي ترسند. اين همه كشتي. حالا دو تا هم كشته بدهي چه ميشود؟ برو تمامش كن ديگه اين بازي كثيف را. ما را انداخته به جون اين ملت با اين بزدليهايش... اه.

 

روز منفي پنجم

ايهود قاطي كرده جميعاً. دفتر سازمان ملل را هم زده است. كشتي هاي كمك هاي مردمی و دارویی آمده اند در ساحل. مي خواهند از گذرگاه رفح بار ها را ببرند غزه. با تزپي تماس گرفتم. گفت نكني ها! گفتم بابا جان بذار من از رفح راهشان بدهم تو، تو كه بالكل ديوانه اي خب تا آمودند داخل غزه با موشك بزنشان. گفت نه. گفتم بابا آبروي تو رفته است ولی ما را بدبخت نكن... گوشي را گذاشت. ضعيفه حرف تو گوشش نميرود.

 

روز منفي دوم

مي دانستم. اين وسط فقط آبروي ما رفت. ديگر بايد برويم براي خودمان اهرام بسازيم. ميدانستم اين يهودي ها عرضه ي كاري را ندارند. اگر ميتوانستند همان دوسال پيش  با حزب ا... يك كاري ميكردند. مي خواهند آتش بس يك جانبه برقرار كنند. افسارمان را داده ايم دست يك ضعيفه. البته از انصاف نگذريم جنم صد تا مرد را دارد ها...

 

روز صفرم

تمامش كردند. اولمرت و باراك آمدند گفتند ما به همه اهدافمان در جنگ رسيديم. ما پيروز شديم. ما... تلويزيون را خاموش كردم و گفتم زر زيادي نزن بابا. من كه ديگر ميدانم از ترس ...نتان استپ كرديد. حالا من ماندم با اين مردم آتيشي. چوب مسواك و ماهواره هم بد چيزي نيست ها...