دوهفته پيش مطلب طنزي نوشتم درباره سريال يوسف پيامبر كه البته تا همين الان هم ثبت موقت است و نمايشش نداده ام. راستش هرچقدر با خودم كلنجار رفتم نتوانستم خودم را راضي كنم تا درباره سريالي كه قرار است روايتگر زندگي پيامبري باشد طنز بنويسيم هرچند كه ميدانم شايد ديگر سو‍ژه اي به اين تپلي گير نياورم. از طرفي هم نميتوانم بي تفاوت از كنار اين اتفاق بگذرم. نتيجه همه اينها و خيلي چيزهاي ديگر شد:

 

بعضي وقت ها بعضي چيز ها مد ميشود، مثل همين الان كه انتقاد از سريال يوسف پيامبر روي بورس است و هر كسي به هر بهانه اي اين سريال را زير سوال مي برد ولي شايد بد نباشد در حد حوصله خواننده وب و البته فهم و شعور بنده در زمينه سينما و هنر و حضرت يوسف! به اين مسئله كمي دقيقتر بپردازيم.

 

يكم: وقتي ده نمكي اخراجي ها را ساخت خيلي ها به جاي نقد اخراجي ها دنبال اين بودند كه به هر بهانه اي حالي به ده نمكي بدهند. پس طبيعي بود كه اخراجي ها دقيق نقد و بررسي نشود و به جاي آن دهنكي دوباره بازشناسي گردد. خب نتيجه اش هم اين شد كه اخراجي هاي دو ساخته شد و احتمالا سه هم ساخته ميشود و ... و اين وسط مي ماند اينكه بالاخره اخراجي ها فيلم خوبي بود يانه؟

حالا بعضي ها هم به جاي يوسف پيامبر بيشتر به سلحشور كارگردان مي پردازند. اينها هم معمولا همانهايي هستند كه سفر هاي استاني حضرت يوسف يك جايشان را سوزانده است و احتمالا نحوه نمايش كاهنان معبد جاي ديگرشان را لرزانده. جالب اينكه قسمتهايي كه ايشان به آن ايراد وارد ميكنند از نقاط قوت فيلم است و بديهي است كه بين لينهمه نكات قابل طرح چندان مورد توجه قرار نميگيرد. اگر آقاي سلحشور يا هركس ديگري به اين حرفها بي توجهي كند و آنها را به حساب اغراض سياسي و باندي بگذارد هيچ جاي تعجب و خرده گيري نيست و البته اين هم چندان مهم نيست كه بنده هم مثل آقاي سلحشور فكر ميكنم.

 

دوم: درباره مسائل قرآني و صحت سقم داستان فيلم در روايت و... صحبت نميكنم كه اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست...

 

سوم: شما يوسف پيامبر را از فيلمنامه پاك كنيد و به جايش بنويسيد اصغر نجار يا علي آهنگر يا هر چيز ديگري كه دلتان مي خواهد. آنوقت فكر ميكنيد در اصل ما جرا چقدر تفاوت ايجاد ميشود. در بعضي موارد كه اصلا سريال طبيعي تر هم ميشود. مثلا حضرت يعقوبي كه فيلم نشان ميدهد بيشتر مي طلبد كه پدر يك همچين آدم معمولي اي باشد تا يك پدر يك پيامبر. راستي يادم نبود كه حضرت يعقوب قرار است خودش هم پيامبر خدا باشد. اگر از شهر ترو تميز و خانه هاي كارتوني بگذريم، ديگر از بازي هاي اغراق شده و مصنوعي و درجه چندم كه نمي توانيم بگذريم. اين چند قسمت اخير هم كه بيشتر به داستان حضرت زليخا دارد ميپردازد تا حضرت يوسف و ...

 

چهارم: دوست ندارم بيشتر از اين درباره اين سريال بنويسم. شايد بهتر باشد بگذاريم كمي زمان بگذرد تا در شرايط آرام تري به نقد آن بپردازيم. البته اگر تا آن موقع آقاي سلحشور به كار جديدي مشغول نباشد و بشود هنوز به سريال قبلي ايشان پرداخت.

 

پنجم: يك بنده خدايي ميگفت: مصطفي عقاد با فيلم محمد رسول ا...(ص) تصويري از پيامبر در ذهن ما ساخت كه هنوز كه هنوز است مطلوب و دوست داشتني است. اين سريال با انديشه ما درباره ديگر پيامبر خدا چه ميكند؟

 

ششم: از ذائقه هنري و ... چند ده ميليون ايراني هم بگذريم...