مصاحبه با یک تدارکاتچی درک نشده
(اين مطلب قبلا جايي! چاپ شده است، ابن نسخه كامل آّن است)
حیف شد. این مصاحبه خیالی در زمانی خیال شده که بعضی ها خیال کاندیدا
شدن داشتند. اما حالا که از خیال خود منصرف شدند ما خیال کردیم شاید بد نباشد که آنرا منتشر کنیم.
· سلام اقای... ممنون که وقتتون رو در اختیار من قرار دادید.
o تدارکاتچی: علیک سلام. شما دانشجو هستید؟
· بله. چطور؟
o تدارکاتچی: اگر میشه بریم تو سالون مصاحبه کنیم تا هر وقت خواستم بتونم بگم از سالون بندازنت بیرون.
· بله. از دفعه بعد با خودمون یه سالن هم میاریم. وعده داده بودید یا شما کاندیدا میشید یا آقای موسوی. پس چی شد؟
o تدارکاتچی: خوب این که بهتره. ما فراتر از وعده هامون عمل کردیم.
· حالا می خواستم دلیل کاندیدا شدنتون رو بدونم.
o تدارکاتچی: راستش دو تا دلیل داشتم. یکی خصو صی و یکی هم عمومی و ملی که دلیل خصوصی زبان بود.
· یعنی زبا نتان را نمی فهمیدند؟
o تدارکاتچی: نه بابا. چقدر تو خنگی . حیف که تو سالن نیستیم واگر نه میدادم بندازنت بیرون.
· ببخشید. بهتره قبل از اینکه مصداق زنده باد مخالف من بشم . اگر میشه خودتان توضیح بفرمایید.
o تدارکاتچی: راستش قضیه اینه که بنده در زمان ریاست جمهوری ، مشغول آموختن زبان بودم ولی الان دیگر وقت ندارم و نمی توانم یک روز در میان به این قضیه بپردازم.
· یعنی دیگر فرصت ندارید. کارتان زیاد شده است؟ کلاس زبان پیدا نکردید؟
o تدارکاتچی: چرا چند جا را پیدا کردم ولی یک مشکل دیگری هم دندانپزشکی بود.
· اگر میشه قبل از اینکه نیاز باشه به سالن بریم خودتون توضیح بفرمایید.
o تدارکاتچی: راستش کلاس زبانی که کنار دندانپزشکی باشد پیدا نکردم. آخه من بعضی وقتها یک روز در میان بعد از کلاس زبان می رفتم دندانپزشکی و... خوب من فرصت اینکه توی این ترافیک هی از این کلاس زبان به آن دندانپزشکی بروم را ندارم که.
· یعنی مشکل ترافیکه که شهرداری باید حلش کند.
o تدارکاتچی: مشکل ترافیکه ولی مردم باید حلش کنند .
· یعنی از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند تا ترافیک کم بشه، درسته؟
o تدارکاتچی: نخیر.اگر به من رای بدهند من به همان معلم خصوصی میگم که بیاد و در نهاد به من درس بده ودندانپزشک رو هم میارم همانجا و این جوری وقت من طلف نمی شه و تو ترافیک نمی مونم.
· و این جوری بهتر می توانید به کار مردم برسید.
o تدارکاتچی: بله. اون وقت تا ساعت 6 بعد از ظهر که برم خونه دو سه ساعتی رو به پاراف نامهها میگذرونم.
· بله بهتره قبل از اینکه مردم جفتمون رو ببرند سالن، دلیل عمومی نامزد شدنتون رو بگید .
o تدارکاتچی: من به خاطر این نامزد شدم که مشکلات مردم رو تموم کنم.
· احسنت.من به وجد اومدم از این روحیه شما. یعنی می خواهید مشکلات مردم رو حل کنید؟
o تدارکاتچی: نگفتم حل کنم. گفتم تموم کنم.
· لطف میکنید خودتون توضیح بدید. تو رو خدا.
o تدارکاتچی: بله. خوب میدونید که در زمان ریاست جمهوری بنده هر9 روز یک مشکل درست میکردند. میخواهم این اتفاق دو باره تکرار بشه. حتی اگر شده بیشتر هم بشه مثلا هر 5 روز. البته برنامهریزی بنده اینه که در پایان چهار سال به رکورد هر روز، 9 مشکل برسیم. اینجوری بعد از مدتی مشکلات مردم تموم میشه.
· یعنی نمی شه مشکلات را حل کنیم .
o تدارکاتچی: مشکلات این مملکت که یکی دو تا نیست. تا بخواهیم همه اش را حل کنیم خیلی طول می کشد؛ بهتر است کاری کنیم که همه اش ایجاد شود و تمام شود. من در این راه دست هر کسی را که بخواهد کمک کند میفشارم.
· هر کسی که نمی شود!
o تدارکاتچی: ما فشردیم، شد!!
· بله اگر می شه بریم سر سوالهای دیگر. ماجرای راهپیمایی بیست دوم بهمن چی بود؟
o تدارکاتچی: چیز خاصی نبود، یکسری هواداران به من ابراز لطف کردند.
· البته بعضی دوستان میگفتند که شعار مرگ بر منافق به گوش میرسیده است.
o تدارکاتچی: خوب این به خاطر این است که بنده مظهر منافق ستیزی هستم.
· پس برای چی به اداره پست پناه بردید. اصلا پناه بردید یا رفتید استراحت .
o تدارکاتچی: نه آقا. کم مانده بود زیر دست و پا شهید بشوم.
· یعنی شما واقعا آرزوی شهادت دارید؟
o تدارکاتچی: بله. بنده به مقام بعضی شهدا غبطه می خورم.
· مثلا؟
o تدارکاتچی: آبراهام لینکلن. همه شاهد بودند که بنده در مصاحبه با خواهر کریستین امانپور از او به عنوان شهید نام بردم .
· ولی او که یک امریکایی است و ما سالها به امریکا شیطان بزرگ گفته ایم.
o تدارکاتچی:. شما گفته اید شیطان بزرگ. من که نگفتم. این را هم در سفرم به نیویورک در زمان ریاست جمهوری گفته ام. این طور نیست که همه امریکایی ها بد باشند.
· شما یک نمونه خوبش را ذکر میکنید.
o تدارکاتچی: این را هم قبلأ ذکر کردهام. شما اطلاعا تتان کم است. نمونه اش کارتر که به نظر من یک شخصیت صلح طلب است.
· صلح طلب بر وزن اصلاح طلب دیگر؟
o تدارکاتچی: حال بنده دیگر وزن آقای کارتر را نمی دانم چقدر است.
· ولی نظر امام در مورد آقای کارتر...
o ...
از اینجا به بعد مصاحبه به دلایل کاملا مشخصی حذف شده است