گفت پدرت را در می آورند
گفتاری از دکتر احمدی نژاد
گفت گزارش را بنویس ، ولی اسمت را ننویس
چرایی تغییرهای ساختاری در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور
« من خواهش می کنم خوب این را دقت کنید. ما یک مجموعۀ دولت داریم. این مجموعۀ دولت و حکومت یعنی بالاتر از دولت به معنی قوۀ مجریه ،یک نقطۀ کانونی و مغز متفکر دارد. این نقطۀ کانونی و مغز متفکر سازمان مدیریت و برنامه ریزی نام دارد.قبلا سازمان برنامه و بودجه بود. من نمی خواهم بگویم این از کی شکل گرفت، چگونه شکل گرفت و برای چه شکل گرفت و ساختارهایش چگونه است. گذشته را نمی خواهم بگویم ، ولی همین مقدار بدانید که تمام دلسوزان اجرایی کشور ، چه در قوۀ مجریه ، چه در قوۀ مقننه و چه در قوۀ قضاییه در طول 27 سال فریادشان از چرخه ها و ساختارهای درونی سازمان مدیریت (بلند) بوده است.
یک موجودی طی چهل پنجاه سال شکل گرفته که خروجیش همین وضع کشور است. یعنی شما وضع کشور را ببینید. بالاخره یکی از عوامل اصلی آن سازمان مدیریت است. نه آدم ها ، من می گویم آدم های خوبی هستند و اصلا با آدم ها کاری ندارم ، اگرچه اندیشۀ بعضی آدم ها مورد سؤال و بحث ما هست ، اما آن مجموعه ، شیوۀ چرخش کار و اقدام و اختیاراتی که به مرور برای خودش جمع کرده و یک مجموعۀ بسیار بزرگ شده و اعمال می کند و بالاخره بعضی از آن داخل استفاده می کنند. این یکی از عوامل اصلی است که برنامه های ما برنامه های انقلابی ، عدالت محور و تحولی تنظیم نمی شود.
باز می گویم آدم ها خیلی خوبند وزحمت می کشند ، ولی آن ساختار این طوری است. 25 سال است که ایجاد تحول در ساختار سازمان مدیریت در دستور کار نظام قرار دارد. همۀ دولت های قبلی خواسته اند و نشده است . حداقل با یکی از رؤسای جمهوری قبلی که من خودم صحبت کرده ام. من می خواستم گزارش بدهم ، ایشان گفت گزارش را بنویس ، ولی اسمت را ننویس چون اینها بفهمند ، پدرت را در می آورند. یعنی معلوم است خود ایشان هم از این وضع ناراضی است. موضوعش مهم است. فرد مهم نیست.
بنده از سال 74 روی ساختار سازمان مدیریت مطالعه و بررسی و فکر کرده ام و صدها ساعت مناظره ، سؤال و جواب و پرسش و پاسخ با آدم های گوناگون ، با تیپ های گوناگون. و یکی از برنامه هایی که در زمان انتخابات در مجامع گوناگون اعلام کردم ، تحول در ساختار سازمان مدیریت بود و این را با برادر عزیزی که مسئول آنجا شد ، شرط کردم. گفتم شما می روید ، باید این چند کار به عنوان مقدمۀ تحول انجام بشود. در این یک سال هم بالاخره فراز و نشیب ها و چه و چه ، وآن برادر عزیزمان هم دوباره آن حرف ها را تجربه کردند و بالاخره شروع کردیم به انجام این تحول.
یک دفعه دادو بیداد به راه افتاد که همۀ کشور از بین رفت. کجا از بین رفت ؟ من به شما بگویم بسیاری از این سازمان های دولتی اگر تعطیلاتشان سه ما بشود و به خانه هایشان بروند ، اتفاق خیلی مهمی در کشور نمی افتد. دلیل آن را برایتان بگویم ؟ حالا باز می گویند چرا ما را می کوبی ؟ پارسال که انتخابات بود ، یکی دو ماه قبل از آن ، نصف دولت را تعطیل کردند و به استان ها رفتند و ستاد انتخاباتی زدند. اگر بنا بود که رفتن اینها اثری در سیستم اجرایی داشته باشد که نمی رفتند. معلوم بود که اثری ندارد. نه اینکه هیچ اثری ندارد. اگر دستگاهی دنبال تحول نباشد ، یک مدیری یک ماه می گذارد و به مکه می رود. خب اگر یک ماه تو نبودی و اتفاقی نیفتاد ، در12 ماه هم اتفاقی نمی افتد. »