همچنان جاسوس نامه
تهران، خطر، پلیس، بگیر و ببند، نیایی
هشدار، آه ، فغان، احمدی نژاد
عشوه، سکوت، ترس، دستگاه قضایی
خواهش، سکوت، سجده، تفهیم اتهام
بازی، تئاتر، فیلم، محاکمه سرپایی!
سوراخ، آب ،مورچه، پروا و اضطراب
مجمع، فشار، قاضی، آخر رهایی
امت، امام، راه، با صبر و حوصله
لبریز، صبر، کاسه، اعدام صحرایی
قرآن، خدا، رسول، معاد و محاسبه
حاجی، بلر، حسن، زمان رسوایی
فکری شده ای که دیگر آزاد شدی
حاجی شده شیرین و تو فرهاد شدی
فرداست که پرچمی شوی بر سر دار
تو هی چپ و راست از وزش باد شوی
مرز باطل و حق، چقدر باریک است
گویا که درون محکمه تاریک است
هر متهمی وقت خروج می خندد
این محکمه است یا که اینجا سیرک است!
صد شکر که جرم و گنه و چیزی نیست!
در دست کسی اسلحه و تیزی نیست!
نه مفسد اقتصادی و خائن هست!
هم رسم اداره پول زیرمیزی نیست!
دیدید که حضرت اجل تبرئه شد؟
چون شیر و پلنگ خارج از محکمه شد
...یکدفعه چرا روز، چنین شد تاریک؟
گویا که کلاه بر سر ما همه شد!
you have a messag گوشیت را بردار:
"هستم سولانا، منتظرم سر قرار
اسناد و مدارک به گمانم باقیست
در اسرع وقت زود بردار و بیار"