گفتم خانم حجابت رو درست کن. گفتم و رفتم. به پاگرد طبقه دوم رسیده بودم که طرف براق شد تو صورتم که به تو چه؟ گفتم یعنی چه به تو چه خانم؟ گفت... گفتم... گفت... گفتم. نشان به آن نشان که تا نیم ساعت بعد هنوز من داشتم می گفتم و او داشت می گفت.

این ماجرا در طبقه همکف یک ساختمان اداری دولتی با یک تذکر محترمانه بنده شروع شد و بیش از نیم ساعت بعد در طبقه سوم همان ساختمان با بد و بیراه آن خانم و جواب های مقتضی اینجانب مثلا به پایان رسید.

گفتم مثلا چون اثرات آن ماجرا هنوز برای من تمام نشده است و ذهنم هنوز درگیر است. البته فحش هایی که سرکار خانم نثار بنده ( و هم تیپ های من در طول تاریخ) کردند اگرچه بد بود و برخورنده اما ان چیزی که هنوز ذهن من را درگیر خود کرده است همان به تو چه اول کار است.

به تو چه؟! اینکه در ام القرای اسلام به یک خانم تذکر بدهی که حجابش را درست کند و جواب بشنوی که به توچه، خیلی زور دارد! این به تو چه –که خیلی دفعات دیگری هم شنیده ام- خیلی معنا دارد که یکیش این است که این قضیه انقدر برای بدحجاب ها تعجب بر انگیز است که نمی توانند بفهمند این تذکر یعنی چه؟ انقدر کسی بهشان تذکر نداده است که یک تذکر کوتاه مودبانه تا این حد به آنها بر می خورد.

این یک طرف قضیه و طرف دیگرش اینکه بعضی دوستان با شنیدن ماجرا شروع می کنند به سخنرانی در مورد لزوم کار فرهنگی، صحبتهای ارشادی و عدم جواب دهی روشهای سلبی.

اما من فکر می کنم این آسمان ریسمان بافتن های دوستان مهربان نما، بیشتر از آنکه ریشه در تفکرات عمیق منتهی به روشهای عملی داشته باشد، وسیله ای برای فرار از وجدان درد است برای افرادی که حال و حوصله تذکر دادن و فحش شنیدن و کتک خوردن ندارند.

می گویید نه؟ لطفا یکی از این افراد توضیح دهد که آخرین باری که به یک بدحجاب تذکر مهربانه و ارشادی به همراه توضیحاتی درباره فاسفه حجاب ارایه کردند کی بوده است؟ آخرین باری که نسبت به یک بدحجابی واکنش نان داده اند کی بوده؟ آخرین باری که از راننده خواسته اند تا صدای موسیقی حرام ماشینش را پایین بیاورد کی بوده است؟ مثل همان زمان جنگ. مثلا افرادی می پرسیدند که چرا بعد از فتح خرمشهر به جنگ ادامه دادیم که غالبا قبل از فتح خرمشهر هم نمی جنگیدند. حالا هم کسانی به بهانه کار فرهنگی از برخورد با بدحجاب ها دم می زنند که کو چکترین کاری(ولو فرهنگی) برای حل مسئله حجاب انجام نداده اند.

این حرفها بیشتر ناشی از تنبلی است. ناشی از بی رگ شدن بچه حزب اللهی هاست. واگرنه کار فرهنگی و بحث سر جای خودش و تذکر و اخم و تخم هم جای خودش. وقتی در روز روشن و جلوی چشم همه رسما ماشینها صف می کشند تا با بوق های معنا دار برای برخی مونث ها به ریش جمهوری اسلامی بخندند، آیا باید رفت جلو و با راننده درباره لزوم حفش شئون اسلامی و فلسفه حجاب و غیرت بحث کرد؟

این حرفهای دهن پر کن راهی است برای فرار از مسئولیتی که به گردن تک تک ماست. وسیله ای برای توجیه کم کاری. فرقی هم ندارد که این حرفها را یک فرد حقیقی بزند یا فلان مسئول اصلی یا مسئله فرعی دولتی. افراد مسئولی که به بهانه کار فرهنگی جلوی برخورد با دحجابی را گرفتند کی و کجا برنامه ای فرهنگی برای حل بدحجابی ارایه کردند؟ مسئول اصلی با مصاحبه با خبرنگار بی حجاب اسپانیایی سعی در حل مشکل بی حجابی داشت یا مسئله فرعی با نشست و برخاست با هدیه تهرانی و مهتاب کرامتی و...؟ دوستانی که با بودجه فرهنگی دولت فعالیت زودهنگام انتخاباتی را شروع کرده اند در ونک، کدام طرح فرهنگی را برای مخالفت با بدحجابی انجام داده اند حتی در لپه زنک؟!

***

اگر هنوز حوصله خواندن دارید نگاهی بیاندازید به قانون گسترش راهكارهاي اجرايي عفاف و حجاب که توسط رییس جمهور به دستگاهها ابلاغ شده است تا ببینید وظیفه نیروی انتظامی برخورد و جلوگیری است یا کار فرهنگی؟ متولی فرهنگ سازی، دستگاههای فرهنگی دولتی هستند که دارند سهمیه حج پخش می کنند بین هنرمندان خوش تیپ و چشم رنگی یا نیروی انتظامی که به صراحت مسئول برخورد شناخته شده است؟

وظایف نیروی انتظامی را که در قانون گسترش راهكارهاي اجرايي عفاف و حجاب تصریح شده است در زیر می آورم:



1. علام حدود و ضوابط قانوني عفاف و ملاك‌هاي بدحجابي در جامعه به منظور تشخيص مصاديق آن.

2. اهتمام بيشتر به برخورد قانوني و محترمانه.

3.همكاري با سازمان‌هاي ذيربط در فضا سازي تبليغي و فرهنگي در همه مسير‌هاي منتهي به كوهستان‌ها و تفرجگاه‌هاي كوهستاني و ساير اماكن عمومي و تفريحي

4.الزام اتحاديه‌ها، سنديكاها و صنوف در مقابله با بدحجابي

5.تذكر به افراد بدحجاب و برخورد با آنها طبق ضوابط قانوني در اماكن عمومي شهر

6. پيشنهاد لايحه قانوني به مراجع قانونگذار در خصوص رعايت پوشش مناسب در هنگام رانندگي

7.برخورد قانوني با افراد خياباني، افراد بدحجاب و باندهاي اصلي فساد فحشا و .... 

8. نظارت و كنترل قانوني و اصولي بر وضعيت اماكن تفريحي و عمومي نظير پارك‌ها، سالن‌هاي سينما، سالن‌ها و اماكن ورزشي، كوهستان‌ها، سواحل دريايي، جزاير، مناطق آزاد تجاري، فرودگاه‌ها، پايانه‌ها و ... (با مشاركت نهادها و دستگاه‌هاي ذيربط.) 

9.اهتمام بيشتر به آگاه‌سازي جامعه از آثار مثبت اجتماعي و اخلاقي حجاب و عفاف و نتايج منفي عدم رعايت آن از طريق خلق آثار فرهنگي، هنري و تبليغ (با مشاركت دستگاه‌هاي ذيربط(

10. ممانعت از توليد، توزيع و نمايش محصولات سمعي و بصري غير مجاز و نمايش لباس‌هايي كه موجب بي عفتي و بدحجابي مي‌شوند

11.كنترل و نظارت جدي بر رعايت حدود و ضوابط قانوني عفاف در مجتمع‌هاي مسكوني، برج‌ها و شهرك‌ها از طريق مديريت بر اين گونه اماكن

12.توجه و نظارت بر مراكز خطرناك، ويژه و آلوده و اولويت‌‌ دادن به اين برنامه‌ها و مراكز حساس و سلب ابتكار عمل از آن در نفي امنيت اجتماعي زنان

13.اولويت در بكارگيري زنان مجرب در دستگيري زنان متخلف و تحويل دادن آنان به مراكز امنيتي و جلوگيري از بازتاب منفي آن در بين مردم

14.لزوم برگزار كنندگان جشن‌ها و مراسم عروسي به رعايت شئون اسلامي و كنترل افراد شركت كننده در آن و برخورد جدي با مراكز غير قانوني و فاقد مجوز

15.الزام آرايشگاه‌ها به رعايت ضوابط شرعي و قانوني عفاف و كنترل نحوه ورود و خروج عروس و همراهان وي.
 
16.نظارت مستمر بر اماكن تجاري عمومي شامل فرودگاه‌ها و مجتمع‌هاي مسكوني، نمايشگاه‌ها و ... بر نحوه پوشش و بازرسي از اين اماكن در رفع بدحجابي (با همكاري دستگاه‌هاي ذيربط)


17.آموزش، ساماندهي و بكارگيري نيروهاي آگاه زنان جهت نظارت بر رعايت حجاب و پوشش در اجتماع با رعايت حريم و حرمت شخصي افراد

18.كسب اعلام نظر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و نيروي انتظامي در خصوص برگزاري هر گونه كنسرت يا جنگ شادي قبل از صدور مجوز

19.توقيف خودروهاي دولتي كه سرنشينان آن شئون اسلامي را رعايت نمي‌كنند

20.اعلام نظر در خصوص فعاليت‌ يا عدم فعاليت بخش‌هايي كه مي‌تواند موجب ترويج فساد شوند

21.جلوگيري از فعاليت‌ واحدهاي صنفي متخلف كه باعث مخدوش كردن عفت عمومي مي‌شوند.